لحظه‌ی خاص :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

لحظه‌ی خاص

دارم به اون لحظه فکر می‌کنم.
به اون لحظه‌ی خاص که قراره تو تصوراتش به جای یه دختر شاد و خام و موفق تبدیل بشم به یه دختر شکست‌خورده و با تجربه و غمگین. دارم قیافه و تغییر لحنش رو مجسم می‌کنم و فکر می‌کنم چطور می‌تونم جمع و جورش کنم. با یه خنده‌ی مصنوعی؟ نگاه کردن به زمین؟ اصلا میشه جمع و جورش کرد؟

+ نمیگم غمگین و شکست‌خورده و با تجربه‌ ام. میگم تصور اون احتمالا این‌طور خواهد بود.
+ در ادامه‌ی این پست.
+ ادامه دارد ...
دوست
۰۸ دی ۲۳:۳۲
درباره کی حرف میزنی!!!
وقت کردی بهم سر بزن.
حسین
۰۹ دی ۱۰:۲۴

زندگی زیباست …
هر روزت را در لحظه حال زندگی کن، به خاطر کسی که هستی سپاسگزار باش و از جهان پیرامونت قدردانی کن

******

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan