تضاد درونی :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

تضاد درونی

اینو من نوشتم. یکی دو هفته پیش:

«تو منو یاد گذشته‌م میندازی. یاد روزای خوب. دروغ چرا ؟ تو تنها کسی هستی که تو روزای خوب بود و تو روزای بد اصلا نبود....توی روزای بد هیچ اثری از تو نبود و برای همین هیچی از تو منو یاد روزای بد نمیندازه...برای من، تنها نشونه‌ای که از روزای خوب باقی مونده تویی. تنها نشونه‌ای که فقط مال روزای خوبه تویی...برای همین دوست دارم باشی.»


اینو خوندم،یکی دو روز پیش:

«این یک بخشه. ولی بخش دیگه‌ای در تو هست که می‌خواد به دیدن او ادامه بده.چرا؟»

«این چیزیه که قبلا در موردش بحث کردیم- علاقه‌ی عقلانی من در تحلیل فردی که گذشته‌ای رو با او شریکم. من یه عمره که برادرش و می‌شناسم.آلفرد رو هم وقتی بچه بود می‌شناختم.»

«اما دکتر فیستر، کاملا واضحه که نمی‌تونی اونو تحلیل کنی. همین فاصله می‌تونه این کارو غیر ممکن کنه. در بهترین حالت تو فقط چند جسه‌ی پراکنده او رو می‌بینی و هرگز نمی‌تونی کار باستان‌شناسی روی گذشته ی او انجام بدی.»

«درسته. باید این نظر رو کنار بذارم.دلایل دیگه‌ای باید باشن.»

«یادم میاد در مورد حس گذشته‌ی نابود شده‌ت گفتی. تنها و بهترین دوستت برادرشه. اسمش رو فراموش کردم.»

«اویگن»

«بله، فقط اویگن روزنبرگ باقی مونده و تو هرگز با آلفرد، برادر کوچک اویگن، نزدیک نبودی. والدینت مردن، خواهر یا برادری نداری، هیچ تماسی با زندگی گذشته‌ت نداری - نه با افراد، نه مکان‌ها. به نظرم میاد داری افزایش سن یا بی‌ثباتی رو با جست‌وجوی چیزی موندگار انکار می‌کنی. امیدوارم در تحلیل ‌های شخصیت این مسئله رو حل و فصل کرده باشی، ها؟»

«نه هنوز، ولی نظرات‌تون کمکم می‌کنه.نمی‌تونم با چسبیدن به آلفرد و اویگن زمان رو متوقف کنم. بله دکتر آبراهام، شما این مسئله رو روشن می‌کنین که دیدن آلفرد هیچ کاری برای تضاد درونی من انجام نمیده.»


منبع: اروین د. یالوم، مسئله‌ی اسپینوزا، نشر قطره


+ این کتاب توصیه می‌شود بسی. سومین کتابیه که از اروین د. یالوم دارم می‌خونم و این برای من که خیلی پراکنده‌خونی می‌کنم، نشان‌دهنده‌ی اینه که این نویسنده عالیه.

+ بازم نظریه‌م راجع به این که کتاب‌ها تو زمان‌های مناسب سر و کله‌شون پیدا میشه برا خودم تایید شد. هر چند که نظریه رو نباید تایید کرد و فقط باید رد کرد.
اوردینری گای
۰۷ دی ۲۱:۱۵
 من عاشق یالوم هستم واقعا کتاباش عالیه تنها کتابی که ازش نخوندم فقط روان درمانی اگزیستانسیال که نسبت به بقیه کتاباش قطور تر هست 

پاسخ :

واقعا کتاب‌هاش خوبه. با وجود این که گاهی مفاهیم سنگین میشه، باز هم به شدت جذابه.
وندا الف
۰۸ دی ۰۲:۴۳
منم موافقم با اینکه کتابها تو زمان مناسب سر و کله شون پیدا میشه ولی برای خودم بیشتر اینجوری پیش اومده که اون زمان چون خیلی حس نزدیکی با کتاب میکنم ادامه اش میدم در حالی که در شرایط دیگه ممکنه اون کتاب همش جلوی چشمم باشه ولی چون می‌دونم پاسخگوی الانم نیست نمی‌رم سمتش و اگر برم هم نمیتونم ادامه اش بذم

فکر کنم خودمم درست نفهمیدم چی میگم 😃 فقط خواستم یه چیزی بگم😶

پاسخ :

آره خب، اگه از محتوای کتاب آگاه باشیم این ممکنه. ولی مثلا من مسئله‌ی اسپینوزا رو اصلا نمی‌دونستم چه جوریه و فقط به اعتبار نویسنده‌ش شروع کردم.
نگران نباش، من فهمیدم:)))
صبورا کرمی🦄
۰۸ دی ۰۷:۴۱
دارم فکر میکنم چی بگم 😶

پاسخ :

کلا فکر کردن خیالی کار خوبیه :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan