به ظاهر پراکنده:) :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

به ظاهر پراکنده:)

این آدم‌هایی که احساسات مثبت رو بروز میدن، خیلی خوبن. خیلی حال آدم رو خوب می‌کنن. یه مدته دارم تلاش می‌کنم شبیه‌شون بشم. یه کم سخته. مخصوصا برای من که کلا احساساتم تو در و دیواره:))

***

یه مدتیه جمله‌ی «این بهترین خبری بود که می‌تونستی الان بهم بدی» رو زیاد می‌شنوم. با گفتن چیزای ساده. مثلا امروز تو متروی کرج به یه دختره گفتم که این قطار سریع‌السیره و بعد از ارم دیگه مستقیم میره کرج و بین راه توقف نداره. و جوابی که بهم داد همون جمله‌ی بالا بود. 

***

چند وقت پیش تو کامنتای یکی از پست‌های حوا نوشتم که هیچ وقت از جمله‌ی «کاش از خدا یه چیز دیگه می‌خواستم»خوشم نیومده. همیشه این طوری فکر کردم که من اگه لحظه‌ای که یه چیزی رو واقعا لازم دارم، چیز دیگه‌ای بخوام، بهش نمی‌رسم. مثلا شدیدا تشنه‌ام و تو یه خیابون ناشناس دارم میرم و خبری هم از هیچ مغازه‌ای نیست. من تو اون شرایط دلم فقط آب می‌خواد. حالا اتفاقی یه آب‌سردکن یا یه سوپر مارکت می‌بینم و می‌رم آب می‌خورم یا آب می‌خرم. چرا باید بعد از پیدا کردن آب‌سردکن یا سوپرمارکت با خودم بگم:«کاش از خدا چیز دیگه‌ای می‌خواستم»؟

***

تو اون لحظه، من اگه چیزی دیگه‌ای از خدا بخوام، قطعا از ته دلم نیست. حداقل به اندازه‌ی خواستن آب عمیق نیست. پس قطعا بهش نخواهم رسید. تنها چیزی که اگه اون لحظه بخوام، بهش می‌رسم، آبه. به همین سادگی.

علاوه بر این، بهترین خبری که تو اون لحظه می‌تونه به من برسه، وجوذ آبه. یعنی اون لحظه اگه یه رهگذر رد بشه و تشخیص بده من تشنه‌ام و بهم بگه که جلوتر یه مغازه هست، دقیقا بهترین خبر در اون لحظه رو به من دادن. 

***

درسته که اون مغازه یا آب‌سردکن به هر حال اون جا بود و من بالاخره می‌دیدمش یا این که اون قطار بالاخره سریع‌السیر بود و اون خانم به هر صورت زودتر از چیزی که فکر می‌کرد به مقصد می‌رسید، اما باز هم شنیدن خبرش اتفاق خوشایندی محسوب می‌شد. (دقیقا به خاطر همینه که من همیشه درگیر اینم که : من خواستم و اتفاق افتاد یا چون قرار بود اتفاق بیفته من خواستم و حسش کردم!)

***

باید تمرین کنم که علاوه بر «چه روسری قشنگی» و «خیلی از دیدنت خوشحالم» و جمله‌های مشاه دیگه و پریدن بغل ملت (که تازه یاد گرفتم:دی)، وقتی تو شرایط مشابه، خبر خوبی بهم می‌رسه، بتونم بگم :«این بهترین خبری بود که الان می‌تونستی به من بدی». اون وقت شاید بتونم من هم شبیه آدم‌هایی باشم که احساسات مثبت‌شون رو بروز میدن.

***

بپذیریم که خیلی وقتا خبرهای به ظاهر ساده می‌تونن بهترین خبر باشن. بپذیریم که وقتی به یه چیزی می‌رسیم، حتما لازم بوده بهش برسیم و لازم نبوده به چیز دیگه‌ای برسیم. بپذیریم که گاهی بروز دادن ساده‌ترین خوشحالی‌ها، می‌تونه اطرافیان رو خوشحال کنه و بهشون حس خوب بده:)

این‌جوری شاید دنیا قشنگ‌تر بشه از چیزی که هست.


+ دارم فکر می‌کنم حالا که اینا رو نوشتم، تونستم نشون بدم که چطور ذهنم به هم ربط‌شون داده یا این که طبق معمول به‌ سانِ یک موجود فضایی که معلوم نیست چی میگه عمل کردم؟:))

آزاد ...
۲۹ آبان ۲۳:۳۱
مورد دوم :دی

پاسخ :

اصلا من آخرش اینجا رو تعطیل می‌کنم میرم😂
شمیم ..
۲۹ آبان ۲۳:۳۶
ی پست پراز انرژی رو خوندم 😊
ی چیزیم من بگم؟مثلا گاهی وقتا روی این کاغذ یادداشت کوچیکاهستا ک چسب داره پشتش و به کتاب یا کمد میزنیماا 
روی اونا ی جمله کوچیک ک انرژی مثبت داره بنویس و به پنجره اتوبوس بزن
مثلا روش بنویس 
لبخند بزن و ی ایموجی خنده بکش 
شاید حال ی نفرو خوب کنه😊☺

پاسخ :

چه فکر خوبی! حتما این کارو می‌کنم! خیلی ممنون از شما^_^
صبورا کرمی🦄
۳۰ آبان ۰۶:۴۵
حالم با پستت خوب شد کامنت شمیم هم خیلی خوب ترش کرد :)

پاسخ :

چقدر خوشحال شدم:)
کاکتوس :)
۳۰ آبان ۱۰:۲۲
تونستید بهم ربط بدین :)😍😍

پاسخ :

مرسی!^_^
فاطمه م_
۳۰ آبان ۱۰:۳۵
اتفاقا کاملا مربوط بود :) 

پاسخ :

متشکرم!:)
فا رام
۳۰ آبان ۱۱:۰۹
چقدررر خوب  :)
منم هی تصمیم میگیرم اینطوری باشم بعد از یه مدت یادم میره :|
این رفتارت مستدام :))

پاسخ :

منم یادم میره:)) ولی خب باید تلاش کنیم دیگه:)
خیلی ممنون:)
مرتضا دِ
۳۰ آبان ۱۳:۵۵
قالبت بهتره شده

پاسخ :

چه عجب... :))))
جناب منزوی
۳۰ آبان ۱۶:۰۴
به نکات خیلی ریزی اشاره کردید که واقعاً ذهنیت بنده رو باز کرد.
ممنون

پاسخ :

خوشحالم که خوشتون اومده:)
ممنون از شما!
پلڪــــ شیشـہ اے
۰۱ آذر ۰۹:۰۹
برای منم لبخند داشت این صحبت هات :)
^___^ 
خیلی خوبه. من خیلی وقته انگار عادت کردم به غر زدن. طفلی بقیه هم انرژی منفی می گیرن ازم

پاسخ :

چقدر خوب!:))
غر زدن هم بعضی وقتا لازمه، آدم همه چیز رو هم نباید بریزه تو خودش;)
Parad ox
۰۱ آذر ۱۴:۱۷
واقعا بعضی وقتا یه خبر خیلی خیلی کوچیک هم میتونه آدمو خیلی خیلی خوشحال کنه
کاش حواسمون به کلمه هایی که میگیم باشه :)

پاسخ :

دقیقا.
خیلی چیزها رو میشه خیلی قشنگ‌تر بیان کرد:)
لیمو جیم
۰۱ آذر ۱۹:۴۳
قدر زندگی رو بدونیم.. :)

پاسخ :

آره... باید قدرش رو بدونیم!
آسـوکـآ آآ
۰۱ آذر ۲۱:۲۰
کاملا موافقم و من فهمیدم چی گفتی :دی

پاسخ :

خیلی هم متشکرم:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan