دریغ از یک قِران که از قبل ته کیفم مونده بوده باشه! :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

دریغ از یک قِران که از قبل ته کیفم مونده بوده باشه!

دیروز صبح کیف پولم رو پیدا نکردم و دم رفتن به دانشگاه، یه اسکناس ده تومنی برداشتم و با خودم فکر کردم: ناهار که از سلف دارم، نصفش رو میدم برای شارژ کارت مترو، یه چای هم قبل از کلاس عصر می‌گیرم و اضافه هم میاد تازه.

دو تا کتاب هم باید می‌بردم کتابخونه و به محض این که کتاب‌های کتابخونه‌ رو پس دادم، آقای مسئول فرمودن «جمعاً ۲۵ روز تاخیر داری برا دو تا کتاب و هر روز ۴۰۰ تومن جریمه داره و میشه ۱۰ تومن»:|

 البته من هنوز در عجبم که چطور دو تا کتابی که هم زمان گرفتم، در مجموع تعداد روزهای تاخیرشون فرد شده؟! ولی در حالی که تا لحظه‌ی آخر چشم دوخته بودم به ده تومنی و به سردردی که قرار بود بعدازظهر بیاد سراغم فکر می‌کردم، دادمش رفت.

خلاصه چای و اینا که هیچی، خدا رو شکر کارت مترو شارژ داشت، وگرنه حتی خونه هم نمی‌تونستم برگردم:))


+ اگه اساتید مجال بدن، این بازار شام (اتاقم) رو مرتب می‌کنم که هرروز یه چیزی توش گم نشه:|

+ تو اوج درگیری‌ها و ددلاین‌ها و کوییزها و فصل‌ها تلنبار شده‌ی ژنتیک هم دلم نمی‌خواد برگردم به تابستونی که هیچ کاری نداشتم.

+ باید خدمت‌تون عرض کنم که من باز همه جا رو دی‌اکتیو کردم و هی دارم اینجا پست میذارم!

آسـوکـآ آآ
۰۶ آبان ۲۰:۲۰
واقعا شلوغیای این روزا به تابستونی که آدم توش نمیدونه چیکار کنه میچربه.

پاسخ :

دقیقا و کاملا!
حوا ...
۰۶ آبان ۲۰:۲۷
تورم رو می‌بینی مادرِ قشنگم؟! :|

پاسخ :

واقعا روزی ۴۰۰ تومن زیاده دخترم!
تازه کتابا به دردم نخورد اصلا :|
فاطمه م_
۰۶ آبان ۲۱:۰۲
یکی از افتخاراتم اینه که وقتی رفتم برا تسویه‌ی کتابخونه هیچ جریمه‌ای نداشتم بدم! (B
البته اینکه خیلی کتاب نمی‌گرفتم هم بی‌تاثیر نبود :دی

پاسخ :

منم تو کارشناسی نداشتم:))
کتاب هم کم می‌گرفتم، ولی قبل از موعد تحویل ایمیل می‌زدن. نمی‌دونم چرا نمی‌زنن دیگه[متفکر]
رضا برزگری
۰۶ آبان ۲۱:۵۰
من شش ماه تاخیر داشتم رفتم جریمه مو بدم گفت 35 تومن منم 10 تومن دادم بقیه شم تخفیف زد :)

پاسخ :

من برا کمتر از یه ماه ۱۰ تومن دادم:|
یعنی حساب کردم دیدم تا آخر دوره کتا‌ب‌ها رو بخرم به صرفه تره:))
صبورا کرمی
۰۶ آبان ۲۳:۱۳
خب میگفتی اشتباه حساب کرده

برو بخر بابا. بعدم اگه به کارت نیومد بفروش یا بده به یکی که به دردش میخوره

پاسخ :

برا ۴۰۰ تومن؟ بی‌خیال:))
احتمالا همین کارو بکنم.

صبورا کرمی
۰۷ آبان ۰۹:۰۳
برا هر چقدر. طرف حساب کتابشو تقویت میکرد

پاسخ :

دفعه بعد میگم:))
جناب منزوی
۰۷ آبان ۱۴:۳۱
عه، گفتید بازار شام یاد کمدم افتادم :)

پاسخ :

دقیقا منم کمدم بازار شام بود، خالیش کردم که مرتبش کنم و حالا اتاقم تبدیل به بازار شام شده:)))
زهرا
۰۷ آبان ۱۶:۳۱
پینوشت دوم

پاسخ :

:)
همدم ماه
۰۷ آبان ۲۲:۵۰
فکر کنم یکی از مزیت های کتابخونه ی ما اینه که بابت تاخیر کتاب جریمه نمیکنه:))

پاسخ :

خیلی مزیت خوب و مناسبیه:))
وندا
۱۰ آبان ۰۳:۰۰
تابستون جذابیت خودشو داره.. همین که صبح با خیال راحت پامیشی و یه یه قهوه میخوری و پات رو رو پات می‌ندازی بدون استرس کارای عقب مونده.. و بعد میری ورزش سرحال برمی‌گردی به آبمیوه میخوری.. بعدم یکم استراحت و خواندن یه کتاب جذاااب
وای که دلم تنگ شد

پاسخ :

خب اینایی که گفتی همه‌ش کاره. من تابستون هیچ کردم از این کارا رو نمی‌کردم:))
اصلا تنها بودنش و ندیدن هیچ کردم از دوستا عذاب بود برام.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan