راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

اینجانب آمادگی خواهرشوهر شدن را دارم.

پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۲ ب.ظ

شوهرعمه‌م آدم دوست داشتنی‌ای نیست.
انصافا عجب جمله‌ی پرمحتوایی رو برای شروع پستم انتخاب کردم!
مثلا ممکنه با خودتون فکر کنید خیلی عادیه که آدم شوهرعمه‌ش رو دوست نداشته باشه. در حالت عادی این موضوع اصلا اهمیت نداره. مخصوصا این که من شوهرعمه‌م رو حداکثر سالی یه بار می بینم. حتی یادمه یه بار بعد از مدت ها تو خونه‌ی مادربزرگم دیدمش و واقعا چند ثانیه فکر کردم تا یادم بیاد کیه.
ولی خب مورد ما عادی نیست. من و پسر عمه‌م، خواهر و برادر شیری هستیم، برا همین من به پسرعمه و شوهرعمه‌م محرم هستم.
البته همیشه پیش شوهرعمه‌م حجاب دارم. ولی وقتی میاد جلو که دست بده، هیچ بهونه ای برا دست ندادن ندارم. و واقعا نمی تونم وصف کنم که چقدر بدم میاد از این کار. بعضی وقتا هم برام سوال میشه که خب این چه حرکتی بوده که عمه و مامان من زدن؟ مگه ما تو یه خونه زندگی می کردیم که لازم بوده باشه به هم محرم باشیم و این حرفا!
حالا مثلا اگه به جای این شوهرعمه‌م، شوهرخاله‌م یا شوهرعمه کوچیکم بود شاید مشکلی نداشتم ها ... ولی همون طور که گفتم، این شوهر عمه‌م آدم دوست داشتنی ای نیست!
اما امروز، که تا رسیدیم خونه‌ی عمه، عمه در جواب "چه خبر؟" ، گفت "داریم بنیامین(پسرعمه‌م) رو داماد می کنیم"، یه حس خیلی عجیب و جالبی پیدا کردم که احتمالا اسمش حس خواهرشوهر بودنه و فکر کردم عمه و مامانم همچین حرکت بدی هم نزدن!

+ آقای داماد هنوز تشریف نیاوردن که بخندم بهش. اون به من خیلی خندیده بود:))
+ شاید هم گرفتم زدمش:| خودم هم نمی دونم چرا:))
+ اگه شوهرعمه‌م می دونست من دارم در جوارش چی می نویسم، این قدر ته اسمم جان نمیذاشت و هی برام چای نمی ریخت!
+ قبل از شش ماهگی، در عرض یه مدت خاص، به اندازه‌ی یه تعدادی آجر(!)، به بچه‌ها شیر میدن، میشن خواهر برادر شیری. دقیقش رو تو رساله و اینا پیدا کنید.
+ بعد نوشت: تشریف آوردن و من به شکل وصف ناپذیری خوشحالم!
  • الهه

نظرات  (۷)

خوشبخت بشن :-)
پاسخ:
متشکرم دخترم:)
  • عینکی عینکی
  • 😂😂😂
    آخی... مبارک باشه 😆😆😊😊
    پاسخ:
    مرسی!😄😄😄
    خواهر شوهر بازی می‌خوای در بیاری؟ :)))
    پاسخ:
    یه همچین چیزی!:))))
  • آقای مُرَّدَد
  • چقدر خوب!
    این حرکتی که عمه خانم و مادر خانم زدن دلایل زیادی داه. مثلا عمه خانم یه دوره بیماری مسری داشته(مثلا) که ممکن بوده به پسر عمه جان سرایت کنه و برای پیشگیریش فلان...
    و غیره باید علتشو جویا باشید حتما براتون جالب خواهد بود. همیشه به شادی
    پاسخ:
    :)
    در مورد بیماری مطمئنم که وجود نداشته. ولی باید برم ببینم چی بوده قضیه!
    خیلی ممنون!
    بنده هم در جوار خواهرشوهر شدن هستم :دی
    بیا با هم بترکونیم :دی تر

    و مبارک باشه (((:
    پاسخ:
    مبارک‌ها باشه:)))
    بریم بترکونیم!

    " یه حس خیلی عجیب و جالبی پیدا کردم که احتمالا اسمش حس خواهرشوهر بودنه و فکر کردم عمه و مامانم همچین حرکت بدی هم نزدن! "

    این تیکه ش خیلی خوب بود :)))))
    خواهر شوهر بازی در بیار تا میتونییی خخخ

    خوشبخت بشن ایشالا :)
    پاسخ:
    متشکرم^_^
    خواهرشوهربازی رو به صورت زیرپوستی آعاز کردم خوشبختانه:))

    خیلی ممنون، انشاالله.
    آخییییی
    مبارکهههه 😄😄😄
    پاسخ:
    خیلی ممنون😊

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">