جانا سخن از زبان ما می گویی :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

جانا سخن از زبان ما می گویی

همیشه با خودم فکر می کردم یکی از خطرناک‌ترین کارهایی که می‌کنم، بیدار موندن تا ساعت ۳ شبه. این ساعت، زمان عجیبیه. قابل مقایسه با ساعت‌های دیگه‌ی شبانه‌روز نیست. هر احساسی که داری، ساعت ۳، به اوج خودش می‌رسه. مخصوصا غم،دلتنگی،ناامیدی، ناراحتی و ... . البته من مدتیه که دیگه تا این ساعت بیدار نمی مونم. اوج احساساتی که من دارم، اصلا جای جالبی نیست.
چندبار خواسته بودم راجع به حس عجیبی که ساعت ۳ سراغم میاد بنویسم. راجع به این ساعت عجیب. راجع به حسی که نه ساعت ۲ وجود داره و نه تا ساعت ۴ دووم میاره. ولی فکر می کردم خب که چی حالا؟ مثل خیلی کارهای دیگه ای که می‌خوام انجام بدم ولی به جاش میگم خب که چی حالا؟ یا حرف‌هایی که می خوام بزنم، یا چیزهای دیگه‌ای که می‌خوام بنویسم.
اما دیشب این تیکه از یه کتاب رو تو یه کانال تلگرامی دیدم و اشاره‌ای که به ساعت ۳ داشت، برام جالب بود:
«...
گفت: این روزها کمی افسرده به نظر می رسی!
گفتم: واقعا؟
گفت: حتما نیمه شب ها زیادی فکر می کنی. من فکر کردن های نیمه شب را کنار گذاشته ام.
گفتم: چطور تونستی این کار را بکنی؟
او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم می آید، شروع به تمیز کردن خانه می کنم. حتی اگر دو یا سه صبح باشد. ظرف ها را می شویم، اجاق را گردگیری می کنم، زمین را جارو می کشم، دستمال ظرف ها را در سفیدکننده می اندازم، کشوهای میزم را منظم می کنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو می کشم. آن قدر این کار را می کنم تا خسته شوم، بعد چیزی می نوشم و می خوابم. صبح بیدار می شوم و وقتی جوراب هایم را می پوشم، حتی یادم نمی آید شب قبل به چه فکر می کردم!
بار دیگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل همیشه، تمیز و مرتب بود.
گفت: آدم ها در ساعت سه صبح به هر جور چیزی فکر می کنند. همه ما اینطور هستیم. برای همین، هر کدام مان باید شیوه مبارزه خود را با آن پیدا کنیم....»

هاروکی موراکامی/ «کجا ممکن است پیدایش کنم»
مرتضا دِ
۲۳ تیر ۱۶:۱۹
خواهشا ما رو تشویق نکنید که بخواییم این حس رو ساعت 3 صبح  تجربه کنیم :)

پاسخ :

تشویق نمی کنم. بستگی به خودتون داره. اگه احساس می‌کنید آدم شادی نیستید، اتفاقا من میگم تا اون ساعت بیدار نمونید.
مرتضا دِ
۲۳ تیر ۱۶:۳۱
ما هییچ احساسی نداریم
توو این گرونی

والا :)

پاسخ :

چه ربطی به گرونی داره؟ مگه احساس هم خریدنیه؟
مرتضا دِ
۲۳ تیر ۱۶:۳۷
خریدنی نیست ولی ذهنت باید وقت داشته باشه براش یا نه؟


پاسخ :

اینم درسته...
همدم ماه
۲۳ تیر ۱۷:۳۸
خیلی جالب بود . چون من دیشب تا چهار بیدار بودم و ساعت سه واسه هر سوال و دغدغه چندین جواب و خیال اومد به سراغم .

پاسخ :

:)
دقیقا ساعت سه خیلی ساعت خاصیه.
مسـ ـتور
۲۳ تیر ۱۹:۰۶
فکر میکردم فقط منم که ساعت 3 شب احساس خاصی پیدا می کنم! ولی واسه من از نوع خوبشه، من دوسش دارم (:

پاسخ :

من اگه نصفه شب باشه و حواسم به ساعت نباشه، از هجوم یهویی همه‌ی دغدغه‌ها متوجه میشم که ساعت ۳ شده!
فاطمه
۲۳ تیر ۲۳:۰۵
یه نظریه هم هست که میگه ساعت دو و سه شب به بعد نباید چت حساس کنی، چون ممکنه چیزی از دهنت بپره که در طول روز حواست هست نگی :دی
بعد یه دوستم هست، یه مدت با دوستای دانشگاش نصفه شبا یه بازی اعتراف‌طور می‌کردن در همین راستا :/

می‌دونم هیچ ربطی نداشت ولی یاد این افتادم یهو :))
 

پاسخ :

آره، اتفاقا می خواستم در جواب یکی از کامنت ها به اینم اشاره کنم و بگم قبلا هم جایی خوندم که احساسات تو اون ساعت ها به اوج می رسه و آدم ممکنه احساساتی که معمولا بروز نمیده رو بروز بده.
خوب شد گفتی.

+ اون دوستت دیگه خیلی خفنه!:دی
پرواز ...
۲۴ تیر ۰۰:۴۷
کلا شب برای من از ساعت دو که میگذره عجیب میشه ، خیلی عجیب :)

پاسخ :

:)
حوا ...
۲۴ تیر ۰۶:۵۸
من کارم جغدِ شب بودنه... برو تا انتها مادرِ قشنگم!

پاسخ :

منم همین جوری بودم. ولی خب خیلی اذیت کننده بود. با این که شب خیلی قشنگه، تصمیم گرفتم دی/ه این کارو نکنم.
گلاویژ ...
۳۰ تیر ۰۷:۰۰
برا من چهارصبحه =) متاسفانه خودمم بهش دامن می زنم

پاسخ :

:))
اصلا شب بیدار موندن یه حال خاص خوبی داره:)
وندا الف
۳۰ تیر ۱۱:۱۷
جدیااا.. بهش فکر نکرده بودم
واقعا همینه

پاسخ :

:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan