راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

برای سایه (۴)

سه شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ق.ظ

آن گوشه‌ی خلوت حیاط دلم را به خاطر داری؟ همان جایی که مدت‌ها بود رنگ آفتاب ندیده‌بود؟ یادت است گفتم شاید روزی آفتاب شود؟ شاید روزی این سایه محو شود؟

یک روز صبح از خواب بیدار‌شدم و دیدم هوا آفتابی ست. به گوشه‌ی حیاط نگاه‌کردم. آنجا هم خبری از سایه نبود. همه جا آفتاب بود. خوشحال شدم. خیلی وقت بود انتظار این آفتاب را می‌کشیدم. انتظار محو شدن سایه را.
مثل یک دختر بچه‌ی شاد، به حیاط رفتم و روی تک تک موزاییک‌ها لِی‌لِی کردم. دست‌هایم را باز کردم و سرم را بالا گرفتم و چرخیدم دور خودم. چرخیدم و چرخیدم و چرخیدم. تا خسته شدم.
نفسم گرفت. نشستم روی زمین. وسط همان حیاط. از شدت ذوق بلندبلند می‌خندیدم. صدای خنده‌هایم توی حیاط می‌پیچید.
این شد کار هر روزم. هر روز می‌رفتم توی حیاط و آنقدر زیر آفتاب لی‌لی می‌کردم و می‌چرخیدم و می دویدم تا خسته شوم.
بعد برمی‌گشتم به خانه و استراحت می‌کردم تا روز بعد فرابرسد.
یک روز اما وقتی بیدار شدم، هنوز خسته بودم. خستگی از روز قبل در تنم مانده‌بود. ولی چاره‌ای نداشتم. باید از این آفتاب نهایت استفاده را می‌کردم.
مثل هر روز به حیاط رفتم. روی موزاییک‌ها لِی‌لِی کردم. سرم را رو به آسمان گرفتم و چرخیدم و خندیدم. بلند بلند خندیدم.... وای نه... همان خنده‌های آشنا. همان خنده هایی که آخرش هق‌هق گریه است. دست من نبود، نمی توانستم جلوی خنده‌هایم را بگیرم. مثل هر روز نشستم وسط حیاط اما دیگر نمی‌خندیدم. اشک می‌ریختم. اشک‌هایم تمامی نداشتند.
سرم را بلند کردم و باز به گوشه‌ی حیاط نگاه‌کردم. به جای خالی سایه. اگر بود، می‌رفتم و مثل همه‌ی زمان‌های دلتنگی‌ام، آن گوشه می‌نشستم و آرام‌آرام گریه می‌کردم. یا خیالبافی می‌کردم و فکر می‌کردم آدم شادی هستم. اما نبود... من دیگر جایی برای دلتنگی‌ها و خیالبافی هایم نداشتم. دیگر آن گوشه‌ی پنهان حیاط خلوت تنهایی‌ام را نداشتم. حالا باید همین‌جا، همین وسط، زیر آفتاب، بلندبلند گریه می‌کردم.
از آن روز به بعد، دیگر هیچ‌وقت پایم را از خانه بیرون نگذاشته‌ام. دیگر به آن حیاط سراسر آفتابی دلگیر نرفته‌ام. فقط گاهی پرده‌ی پنجره را کنار می‌زنم و به گوشه‌ی حیاط نگاه می‌کنم. به جای خالی سایه.
به نبودنش فکر می‌کنم و به تنهایی‌ام. به همان خیالاتی که می‌توانستم ببافم و حالا دیگر نمی‌توانم.
  • الهه

برای سایه

نظرات  (۱)

عالی بود.......
پاسخ:
ممنون^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">