راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

ای ابر خوش‌باران بیا...

پیوندها

کی داده ، کی گرفته؟!

سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۱ ب.ظ

علی‌شان را داماد کرده‌اند، آمده‌اند نشسته‌اند اینجا، با ذوق می‌گویند عروس گفته مهریه‌ام باید ۱۴ سکه باشد.

و من یاد خودم میفتم که گفتم ۱۴ سکه می‌خواهم و همین‌ها گفتند نه، دیگر ۱۴ تا خیلی کم است.

حالا هم همین مهریه شده‌است بلای جانم! از فمینیست دو آتشه تا مذهبی سنتی‌شان هر روز به من یادآوری می‌کنند که بلند‌شو برو آن مهریه‌ات را بگذار اجرا که فکر نکند شهر هرت است و بلایی که سر تو آورد، سر دختر دیگری هم بیاورد!

و من انگار که افتاده‌باشم سر لج با همه‌شان. نشان به این نشان که از قبل از ماه رمضان مدارکم را آماده گذاشته‌ام گوشه‌ی اتاق و سه روز است کله‌ی سحر بیدار می‌شوم اما تا لنگ ظهر از اتاق بیرون نمی‌آیم و خودم را گول می‌زنم که خواب ماندم.


+ یک بار دیگر پایش را به زندگی‌ام باز کنم که چه شود؟

+ دیگر رسما برگشتیم به دوران "خدا قسمت تو هم بکند" که خب مدتی بود خبری نبود ازش.

  • الهه

نظرات  (۱۲)

انقدر از اون جمله ی خدا قسمت تو هم بکنه بدم میاد , انقدر بدم میاد!!

پاسخ:
ولی اگه خدا قسمتت کنه، دیگه کسی بهت نمیگه خدا قسمتت کنه:)))
کاری که صلاحه انجام بده.
واقعا ارزش نداره به خاطر مهریه دوباره بری سراغش. 
حرف بقیه فقط حرفه. جدی نگیر. 
پاسخ:
مستقیم که قرار نیست برم سراغش. حکم دادگاه دارم. نگرانم بعدش برام دردسر درست کنه. فعلا موندم.
  • پســـــــــــــر روزگــــــــــار
  • مهریه باید به اندازه ای باشه که نه زن بخاطرش طلاق بگیره نه مرد بخاطرش شورشو در بیاره :)

    جوابتون واسه کامنت اول جالب بود :)
    پاسخ:
    کسی که ارزش زندگیش رو با مهریه مقایسه می کنه و به خاطرش طلاق می گیره یا شورش رو درمیاره دیگه نوبره واقعا.

    :)
    مهریه به چه کارِ آدم میاد آخه...
    پاسخ:
    به نظر من که فقط موقع جدا شدن به درد می خوره. اونم می تونه با حق طلاق جایگزین بشه. منم که جدا شدم تموم شده.
    جوابت به لیمو =))
    پاسخ:
    والا دیگه:))
  • محسن رحمانی
  • رسمهای عجیب و غریب زیاده :)
    پاسخ:
    بلی!
  • chefft.blog.ir 💞💕
  • ای کاش میومدین وب من نظر میذاشتین
    امروز در مورد مهریه بحث داشتیم
    پاسخ:
    من که تو کار خودمم موندم:))
    ولی سر می زنم حتما!
  • پســـــــــــــر روزگــــــــــار
  • نوبر که چه عرض کنم اما متاسفانه زیادن چنین آدم هایی ...
    پاسخ:
    متاسفانه...
    تو هر موقعیت میشه یه چیزی برای سوءاستفاده پیدا کرد.
    خارج از گود نشستن و قضاوت کردن زندگی مردم درست نیست .
    می دونی بچه ها نظر دادن منظورم بچه ها نیست . منظورم خودمم
    من دوست ندارم اینجا بشینم و تز بدم که برو فلان کن بهمان کن . گاهی وقت ها خودت باید بدونی که راه درست چیه
    اینکه به دهن مردم گوش کنی یا نه ..
    پاسخ:
    در واقع باید بگم بهترین کامنتی بود که دریافت کردم:)
    اون چیزی که بقیه اینجا می خونن و برداشتی که دارن رو لحن نوشته ی من تعیین می کنه. لازم بود یه تعداد نظر مخالف هم ببینم تا بتونم نظرات موافق و مخالف رو بذارم کنار هم و درست تصمیم بگیرم:)
    جناب هاتف اونقدر خوب گفتند که حد نداره و نمیذاره کار به جایی بکشه که من باشرمندگی فراوان بخوام دوباره عذرخواهی کنم [شکلک با شرمندگی فراوان‌تر]
    پاسخ:
    کامنت های هاتف از پست های من پربارتره:))
    عذرخواهی برا چی بابا؟ من اون سری هم دلیلش رو نفهمیدم. خصوصی هم بود، نمی تونستم جواب بدم!
    خب وقتی حرف هایی که می زنی را نمی‌فهمم و کامنت هم می‌ذارم عذرخواهی داره. اون دفعه به این نتیجه رسیدم هیچ کدوم از کامنت ها _و صد البته کامنت من_ ربط چندانی به اصل پست نداره و تو چه قدر صبورانه همه‌‌شون را جواب دادی.‌
    +باید روی میزان درک و فهم خودم کار کنم:/
    پاسخ:
    عه! این حرفا چیه؟ کی گفته؟ همیشه همه ی کامنت هات خیلی هم مرتبطه!
    من مطلب می نویسم، شما لطف می کنید می خونید،بیشتر لطف می کنید و کامنت میذارید، منم وظیفه دارم جواب بدم.همین کامنت ها خیلی هم باعث دلگرمیه:)

    + این کارو که همه مون همیشه باید انجام بدیم، ولی نه با فرض این که خدا ناکرده به اندازه ی کافی نیست و اینا!
    لطف داشتین به من . هم تو هم سپیده عزیز
    پاسخ:
    خواهش می کنم، واقعی بود:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">