انتخاب :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

انتخاب

- تو مسلمونی؟

+ آره!

- برا همین حجاب داری؟

+ آره! تو چه دینی داری «لارا»؟

- من دین ندارم.

+ یعنی چی؟

- هنوز دین انتخاب نکردم. شاید وقتی بزرگ شدم مثل مامانم مسیحی بشم. یا مثل بابام، دین نداشته باشم.

+ برادرت چی؟

- اون هم دین نداره هنوز. ولی شاید بعدا مسیحی بشه.


احتمالا اولین باری که فکر کردم من هم باید تحقیق کنم و خودم دینم رو انتخاب کنم همون روز بود. یه روز تو ۱۰ سالگی که منتظر بودم از «لارا»ی ۹ ساله که کُردِ عراق بود هم بشنوم مسلمونه و فقط حجاب نداره. اولین بار بود که یه نفر بهم می گفت دین نداره. و اولین بار بود که اصلا راجع به دین از کسی سوال می کردم. شاید چون انتظار داشتم بگه مسلمونه. شاید چون عراقی بود دلم می خواست بین اون چند نفر مسلمون سنّی، این یکی بگه شیعه س. وگرنه پیش فرضم در مورد همه شون این بود که مسیحی هستن. بعد با «فرح» رفتم پیش اون آقای سیاه پوست سومالیایی که تو مدرسه کار می کرد و وقتی گفتم لارا دین نداره، با لهجه ی غلیظ عربی گفت: «استغفرالله». گفتم چرا؟ باز با لهجه ی غلیظ عربی گفت:«کافر». ولی آخه لارا دوستم بود. عراقی بود. چطور می تونست کافر باشه؟ اصلا مگه کسی که دین نداره کافره؟ نمی تونه خدا رو قبول داشته باشه؟ این سوال ها می چرخید تو سرم و همه ش فکر می کردم چرا من باید با همچین آدمی دوست شده باشم؟ گناه کردم؟ از فردا اگه اومد پیشم چی بگم بهش؟ بگم بره؟ تازه برادرش هم هم کلاسیم بود. هم کلاسی که هیچی، اصلا بغل دستیم بود. چقدر هم پسر مهربونی بود.

من یه روز تو ۱۰ سالگی برام این فرصت پیش اومد که بفهمم دینی که آدم خودش انتخاب کنه، می تونه خیلی ارزشمندتر باشه. دینی که بشه ازش دفاع کرد. بشه راجع بهش توضیح داد. یا مثلا وقتی «دابان»، برادر لارا، سر کلاس میگه : «کعبه قبر پیامبر مسلمون هاست» بشه جواب داد و بهش گفت که کعبه چیه.

اما فکر می کنم اون روز تو ۱۰ سالگی من گم شد. من مسلمونم. مثل خیلی های دیگه. آدم مذهبی ای هم محسوب میشم. اما هنوز نرفتم دنبال این که خودم دینم رو انتخاب کنم. ۱۳ سال گذشته و لارا احتمالا تا حالا یه «دین» یا «بی دینی» رو برای خودش انتخاب کرده. ولی من هنوز خودم انتخاب نکردم.


+ تو درس دینی اون سال، یه اطلاعاتی راجع به اسلام و پیامبرش و مکان های مقدس مسلمون ها بود. بله، اونا هم دینی داشتن.

+ یکی از سوال های امتحان هفتگی مون، این بود که پیامبر مسلمان ها کجا به دنیا اومده؟ یادم نبود. نوشتم مدینه. جواب ها که اومد،«امیر»، که به قول خودش از «اسرائیل» اومده بود، بهم گفت:«تو نمی دونستی پیامبرتون کجا به دنیا اومد، ولی من درست نوشتم»

رضا `پسر از جنس پدر`
۲۸ خرداد ۰۱:۲۲
انقدری چرت و پرت راجب اسلام به گوشمون خوندن یه عده دیگه من که مذهبی بود الان شک دارم به اسلامی که تو ایران دارن رواج میدن . اسلامی که فقط نوشته دست خودشون هست هر چرت و پرتی که دلشون میخواد مینویسن و فک میکنند ما انسان نفهمیم و ساخته ذهنشون رو با ما انتقال میدن و نمیدون که یه روز اون چیزی نمیشه که میخواستن بشه . همین میشه که پسر خارجی پیامبر منو بهتر از خودم میشناسه . افسوس به کشورم و مردم و خودم

پاسخ :

قطعا چیزی که تو ایران دارن رواج میدن اسلام نیست و من هم موافقم با این کارها دارن مدرم مذهبی رو هم از دین زده می کنن.
البته این که پسر خارجی پیامبر ما رو بهتر از خودمون می شناسه فکر نمی کنم صحت داشته باشه. اون سوال خیلی ابتدایی بود. بالاخره وقتی فقط دو تا گزینه ی مکه و مدینه وجود داره، طبیعیه که ۵۰ درصد درست بزنن:)
مرتضا دِ
۲۸ خرداد ۱۰:۲۱
پس بگو چرا از وب فیشنگار خوشت میاد!
زیرپوستی دنبال جواب سوالاتتی :)

درسته تبلیغه ولی لطفا کامنت رو اسپم نکنید. ممنون ♣

پاسخ :

از وب فیشنگار خوشم میاد چون تو کامنت هاش بحث راه میفته و میشه با انواع نظرات آشنا شد.
جواب بعضی سوال های من رو هم میده:)

اسپم نمی کنم، هزینه ش رو می گیرم:))
عینکی عینکی
۲۸ خرداد ۱۰:۴۹
عجب پستی!!!
واقعا اکثر ما دین مون رو انتخاب نکردیم... و خیلی چیزا نمیدونیم...
به نظرم لازمه یه رود کامل قرآن دو فارسی بخونیم تا مشتاق بشیم

پاسخ :

:)
قرآن فارسی پیشنهاد خوبیه. البته من سال گذشته «ترجمه ی خواندنی قرآن» رو خریدم اما متاسفانه هنوز تمومش نکردم. مترجمش آقای «علی ملکی» هست. البته من با این تصور خریدم که تا حدی تفسیر هم داره. اما توضیحات اضافه ش در حد چند تا پانویس هست.
حوا ...
۲۸ خرداد ۱۱:۰۶
خوشحالم که خودم به تک‌تکِ باورهام رسیدم :) شاید تنها اتفاقِ خوبِ زندگیم همین باشه...

پاسخ :

خیلی هم عالی ^_^
هاتف ..
۲۸ خرداد ۱۹:۱۵
یک موقع هست انسان رو توی یک شرایطی می ذارن و یک سری اطلاعاتی بهش می دن که روانش میاد اون رو تایید می کنه و میگه من آزادم چون من این رو انتخاب کردم .
ولی چیزی که هست اینه که در اصل اون هایی که بالاتر از ما نشستن اونا هستن که تصمیم گرفتن ما چی انتخاب کنیم .
پپس ما انتخاب می کنیم و به همین راحتی فکر می کنیم که خودمون به اینجور چیز ها رسیدیم.
برای مثال توی خارج از کشور همه میان و باع لاقه یک دینی رو انتخاب می کنن و میگن ما نشستیم و مطالعات داشتیم و خودمون به این حقایق رسیدیم که این دین بهتره ولی عملا اگر خیلی دقت کنیم می بینیم کی سری دیتا به این فرد دادن که یک چیزی رو انتخاب کنه و اون کرده و بدتر از همه فکر می کنه که خودش به این راه رسیده و این راه درسته!
بعد شروع می کنه تعصب کردن روی اون راه و حذف کردن بقیه تفکرات.
این حتی توی انتخابات هم دیده شده که بعضی ها میان افکار رو حرکت می دن به سویی و بعد فرد میگه خودم فکر کردم و این راه رو انتخاب کردم در صورتی که نمی دونه فکر بهش القا شده
خیلی بزرگتر و باز تر از این حرفا . همه ما خوندیم در مورد مزایای اسلام ولی کسی جرات کرده بگه اسلام چه دین مزخرفیه؟ اصلا جرات حرف زدن داره؟ بعد بیاد دلایلش رو بگه که چرا واقعا با این دین مشکل داره . اینها همه در چهارچوب اطلاعاتی هستند که پیرامون ماست.
دقیقا همین اتفاق هم توی کشور میانمار میفته . هر کسی که مسلمون میشه پوستشو می کنن!
چرا؟ چون الان شخص خود من کسی بیاد و نقد کنه قوانین اسلام رو فشار خونم بالا میره چرا؟
چون من یک متعصب ام . نمی تونم قبول کنم چیزی که فکر می کنم خودم بهش رسیدم!! کسی بیاد و نقدش کنه . وقتی فرصت نقد گرفته میشه دشمنی بوجود میاد . و هزار اتفاق دیگه
برای من همه دین ها وصل میشن به یک خدا و امروز داریم می بینیم که دین ها عملا خودشون شدن بیراهه .
مهم ذات خداوند است و بس ...

پاسخ :

چیزایی که نوشتی واقعا نکات خیلی خوبیه. قبول دارم که ما محدودتر هستیم، ولی این انتخاب برا اونا هم اون قدر ها آزاد نیست. اتفاقا دیشب هم داشتم با یکی از دوستانم صحبت می کردم، می گفت اصلا همونایی که خارج از ایران میگن دین رو خودمون انتخاب کردیم هم به اندازه ی ما دین براشون مهم نیست. درسته اونا هم مذهبی و غیرمذهبی دارن، ولی مثلا می بینی خیلی از اونایی که به قول خودشون مسیحیت رو انتخاب کردن، تنها تفاوت شون با یه فرد بی دین اینه که میگن خدا وجود داره. به نظر من حتی همون آدم بی دین هم ممکنه بگه «خدا وجود داره. فقط من دین ندارم یا به این که خدا دین فرستاده اعتقاد ندارم و ...»
و این چیزی که میگی کاملا درسته. همون طور که من برای انتخاب دین مسیحیت یا دین های دیگه محدودم و شاید نتونم هر اطلاعاتی به دست بیارم، قطعا اروپایی ها هم برای شناختن اسلام محدودیت دارن و نمیشه گفت واقعا خودشون انتخاب کردن. در نهایت نظر من اینه که اونا هم اون قدری که ادعا می کنن نمیرن تحقیق کنن و هر دینی رو تا تهش دربیارن. تعداد این جور افراد کمه. ماییم که مسلمون شده هاشون رو بولد می کنیم و تو تلوزیون نشون میدیم و ...
هاتف ..
۲۹ خرداد ۰۱:۰۲
دقیقا همینطوره!
منظورم رو کاملا متوجه شدی . توی خارج از کشور که این همه میگن آزادی هست و.. عملا داریم می بینیم که رسانه و کتابها دارن افکار رو به یک سمتی حرکت می دن
توی ایرانم این امر انجام میشه . یعنی می آن و به اون سمت سوق می دن انسان رو و انسان فکر می کنه که خودش با ذهن خودش رسیده!
در صورتی که اصلا اینطور نیست .
می دونی امروز دین ها بیشتر از هر روزی دارن با هم مبارزه می کنن . مگر نه همه دین ها تهش به یک خدا می رسه؟
پس اگر اینه چرا مسلمون با یهودی و یهودی با مسلمون و مسلمون با مسیحی و.. مشکل داره و کلی تروریست از این دین ها به وجود میاد . اسراییل کودک می کشه ایران می کشه آمریکا می کشه اروپا (برخی کشورا) می کشن آفریقا می کشه کره می کشه . مخصوصا توی خاورمیانه که جنگ اصلی جنگ دینه .
برای همین میگم دنیای عجیبیه و دین های امروز اونقدرها به اندازه لحظه نازل شدنشون پاک و منزه نیستن!

پاسخ :

در جواب جمله ی آخر باید اون جمله ی تکراری رو بگم :«دین که همونه، ما آدم ها یه جور دیگه داریم باهاش برخورد می کنیم»
در کل نکاتی که نوشتی خیلی خوب بود. متشکرم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan