بعد از یک سال :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

بعد از یک سال


یک سال گذشت از نبودن صبا و نوشتن این پست .
خیلی نوشتم، خیلی مقدمه چیدم و خیلی فکر کردم تا ببینم چطور می تونم چیزی که توذهنم هست رو بیان کنم.  اما نمیشه. قابل بیان نیست که مرگ صبا چقدر عجیب بود و تاثیری که تو زندگی من گذاشت چقدر عجیب تر. قابل بیان نیست که چقدر درگیرم با این مسئله و چقدر بهش فکر می کنم. که چقدر نگرانم از این که نتونم این معادله رو حل کنم و کار درست رو انجام بدم.


+ مامان میگه عوض این که این همه بشینی به این چیزا فکر کنی، هر بار یادش میفتی یه فاتحه بخون براش. یه فاتحه می خونید براش؟
+ نمی تونم باور کنم که ارتباط بین بعضی از اتفاق ها صرفا یه تصادفه. 

احسان ..
۱۲ خرداد ۰۵:۱۵
سلام
روحشون شاد
رشته اشون برق بود؟

پاسخ :

سلام.
خیلی ممنون.گل
نه، کامپیوتر.
مهدی رنجبر
۱۲ خرداد ۰۶:۴۸
سلام
روحشون شاد باشه امیدوارم

پاسخ :

سلام.
خیلی ممنون.گل
حوا ...
۱۲ خرداد ۰۹:۰۹
روحش قرینِ رحمتِ پروردگار...

پاسخ :

ممنون، انشاالله.گل
میم . الف
۱۲ خرداد ۱۱:۴۶
روحش شاد ...
چرا فوت شد؟ :'(

پاسخ :

ممنونگل
تصادف.
لیمو جیم
۱۲ خرداد ۱۲:۵۵
روحشون شاد

پاسخ :

ممنونگل
فاطمه
۱۲ خرداد ۱۴:۰۱
روحش شاد باشه :(

پاسخ :

ممنونگل
a_ansaarii
۱۲ خرداد ۱۵:۳۵
روحش شاد. 
ما که غیر از خیر و خوبی ازش ندیدیم. لازم نبود زیاد باهاش ارتباط داشته باشم تا بفهمم چقدر انسان خوش قلب و بزرگواری ه. 

پاسخ :

ممنونگل
درسته:)
جناب دچار
۱۲ خرداد ۱۵:۴۰
بله

پاسخ :

ممنونگل
حمـ ید
۱۲ خرداد ۱۷:۲۲
روحش شاد. از دست دادن دوست سخته..
خیلی حرفش راسته.
ما کتاب میخونیم که کتاب بشیم...چیزی به معرفت و حکمتمون اضافه نمیشه توی دانشگاه و مدرسه. 

پاسخ :

ممنونگل
بله، سخته.
:)
محسن رحمانی
۱۲ خرداد ۱۹:۰۶
دوستتون بودن ؟
روحش شاد .

پاسخ :

بله.
ممنونگل
وندا الف
۱۹ خرداد ۰۷:۰۹
هنوزم باورم نمیشه ... :( :( :(

پاسخ :

سخته باورش :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan