پوچ تر :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

پوچ تر

از عجیب ترین لحظات زندگی، اون لحظه هاییه که دقیقا رسیدی به چیزی که سال ها آرزوش رو داشتی ولی دیگه نمی خوای. همون موقعی که می تونی و حتی مجبوری کاری که مدت ها بود دلت می خواست انجام بدی رو انجام بدی، ولی دیگه هیچ دل و دماغی برای انجامش نداری و هی عقب میندازیش.


+ از اون لحظه هاست.

+ البته لحظه ش ۵ شنبه بود، ددلاینش سحره. تا جایی که تونستم عقب انداختم، ولی حالا دیگه باید برم سراغش.

+ گفتنش آسونه که بعضی چیزا رو باید پذیرفت، ولی موقع عمل سخته. خیلی سخت.

احسان ..
۳۱ ارديبهشت ۰۶:۱۹
و چقدر از این حسها رو تجربه کردیم و خواهیم کرد

پاسخ :

آره، وقتش که میگذره دیگه فایده نداره.
حوا ...
۳۱ ارديبهشت ۰۸:۱۸
روزی که آرزو دیگه آرزو نیست...

پاسخ :

شاید از اول هم آرزوی اشتباهی بوده اصلا. شاید هم وقتی آرزو می کردیمش به عواقبش فکر نکردیم.
جناب دچار
۳۱ ارديبهشت ۱۴:۳۱
عمل داری ؟!

پاسخ :

نه، عملی شدم!
وندا الف
۱۹ خرداد ۰۷:۲۰
خیلییییی برام پیش اومده... خیلی.. و خیلی هم غم انگیزه برام اون لحظه :( دوست دارم همون حس و ذوق شوق قبل رو براش داشته باشم ولی ندارم، به قول یه بنده خدایی آدما با حسرتاشون زندگی میکنن!! همنیکه به این یکی رسیدی یه خواسته و یه حسرت دیگه.. 

پاسخ :

یه کم زمان بندی هامون رو باید عوض کنیم لابد:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan