هنوز هستن:) :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

هنوز هستن:)

چند روز پیش تو خیابون یه خانم پیر(شاید بالای ۸۰ سال) رو دیدم که عصا به دست داشت با دخترش راه می رفت. یه جا می خواست از روی جدول رد بشه و وارد پیاده رو بشه، اما نتونست. حتی با کمک دخترش هم نتونست.
یه آقای جوونی هم داشت رد می شد. خانم پیر، آقاهه رو صدا زد که بیاد کمکش. آقاهه اول عصای خانمه رو گرفت و کاملا مشخص بود داره تلاش می کنه دستش به خانمه نخوره. اما بعد خود خانمه دستش رو به سمت آقاهه دراز کرد. آقاهه یه نگاهی به صورت خانمه انداخت و بعد دستش رو گرفت و از رو جدول ردش کرد.
***
اون روز تو بازدید از شرکت، یکی از کارمند ها که داشت بچه ها رو تو بخش های مختلف می چرخوند، روسریش عقب بود و نصف موهاش بیرون بود. یکی از دانشجوهای آقا ایستاده بود رو به روش و داشتن با هم صحبت می کردن. آقاهه اصلا از اینایی نبود که موقع حرف زدن زل می زنن به زمین و به صورت خانم ها نگاه نمی کنن. خیلی عادی داشت حرفش رو می زد و به جواب های خانمه هم گوش می داد. اما به محض این که روسری اون خانم از سرش افتاد، سرش رو انداخت پایین و چند ثانیه بعد دوباره سر بلند کرد و بحث شون رو ادامه دادن. تو این فاصله خانمه روسریش رو درست کرد.
***
دختر دایی ۹ ساله م در حالی که داشت می رفت به سمت دستشویی، پرسید : دستم که زخم شده رو چی کار کنم؟ مامانش گفت: وضوی جبیره بگیر.
دخترداییم گفت: باشه!
و من رو که منتظر بودم از مامانش بپرسه وضوی جبیره یعنی چی؟ ، مات و مبهوت گذاشت و رفت که وضو بگیره. خودش می دونست.

+ یه چیزی تو همه این سه تا اتفاق بود که باعث شد بی اختیار تا چند ثانیه لبخند رو لبم بمونه. یه چیز مشابه. یه چیز مشترک.
+ شاید هم دنیا پره از این آدم ها و من کم می بینم شون.
بی ربط: دوستان عزیزم! عکسی که از پس کله ی من گرفته شده، به چه درد شما می خوره که کپیش کردید؟ نه، انصافا؟:))))
محسن رحمانی
۲۴ ارديبهشت ۲۳:۴۹
:)

پاسخ :

:)
هاتف ..
۲۴ ارديبهشت ۲۳:۵۳
:)

پاسخ :

:)
حوا ...
۲۵ ارديبهشت ۰۵:۲۲
امیدوارم همیشه بخندی :)

پاسخ :

ممنون دخترم!
تو هم همین طور😊😊😊
جناب دچار
۲۵ ارديبهشت ۰۸:۵۶
چه عینک خوبی زدی امروز :)

پاسخ :

آره خب، شاید هم من عینک زدم و برا همین بیشتر می بینم شون.
میم . الف
۲۵ ارديبهشت ۱۰:۴۸
:))

پاسخ :

بخند فرزندم، بخند:))
جناب دچار
۲۵ ارديبهشت ۱۰:۴۹
چی شد!

پاسخ :

شد دیگه!
ع. ا.
۲۵ ارديبهشت ۱۳:۴۳
این واقعا عالیه. از اینا که تو موقع نوشتنش لب‌خند زدی و یه طوری خوب که لب‌خنده رو کاملا منتقل کرد بهم. 

پاسخ :

با تشکرات فراوان!
مهسا جون
۲۶ ارديبهشت ۰۱:۲۲
:))

پاسخ :

:))
فاطمه
۲۷ ارديبهشت ۱۵:۱۳
عکسو کسی کپی کرده؟ :/
هی گفتم اسممو پایینش بزنما! :دی

پاسخ :

:))))
اون عکس نه، یه عکس دیگه!
فاطمه
۲۸ ارديبهشت ۱۱:۳۱
خب خیالم راحت شد :))

پاسخ :

:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan