بعدازظهر عجیب :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

بعدازظهر عجیب

نگران بودم. نگران دیدن یکی از دوستان قدیمیم که خیلی باهام فرق داره. احساس می کردم امکان نداره دیگه حرف مشترکی باهاش داشته باشم یا حتی ممکنه نتونم تحملش کنم. قبل از رفتن کلی تو ذهنم دنبال بهونه گشتم برای نرفتن. حتی خدا خدا کردم که اون پیام بده و بگه امروز نمی تونه بیاد. هی داشتم به خودم می گفتم آخه برا چی تو رودربایستی قبول کردی باهاش بری بیرون؟ چرا نصفه شب و تو خواب جواب پیامش رو دادی اصلا؟! اون قدر خودم رو سرزنش کردم و به این فکر کردم که چیا ممکنه بگه و چی باید جواب بدم که آخر از دست خودم عصبانی شدم:" حالا حتما باید همه ی جزئیاتی که ممکنه اتفاق بیفته رو پیش بینی کنی؟! مگه وقتی اونجایی مغزت قراره از کار بیفته؟!"

 آخرین باری که با هم حرف زده بودیم دو سال پیش بود. بعد هم یه بار اتفاقی دیده بودمش. بعد از این که امروز دوباره دیدمش یه حس عجیبی دارم. یه جورایی بابت اون همه بدبینی از دست خودم دلخورم. من حق نداشتم این همه نسبت بهش بدبین باشم وقتی دو سال بود هیچ خبری ازش نداشتم، وقتی نمی دونستم چی بهش گذشته. نه، حق نداشتم.

حرف مشترک هم زیاد داشتیم. بعد از سلام و احوال پرسی، یه کم از کتاب حرف زدیم و بعد تئاتر و بعد گفت: موزه ی قصر رفتی؟ یه تئاتر اونجا رفتم، خیلی جالب و متفاوت بود. خود موزه ی قصرو دیدی؟ دیدی چه خوبه؟

گفتم باورت میشه همین دیروز اونجا بودم؟!
بالاخره هر مکالمه ای باید از یه جا شروع بشه و ما از همین سوال و جواب اون قدر همه چیز رو به هم بافتیم و اون قدر از موضوعات عجیب و غریب سر درآوردیم که تو کل سه ساعتی که با هم بودیم، به هیچ وجه حرف کم نیاوردیم و این بار بدون تعارف هر دو موافق بودیم که دیدار بعدی مون زودتر از دو سال دیگه باشه.

+ من قضاوتش کردم. حالا می دونم اشتباه کردم. اما نمی تونم رازهاش رو به بقیه ی اونایی که دارن قضاوتش می کنن بگم. باید فقط بشینم سوال کردن ها و قضاوت کردن هاشون رو تماشا کنم. اینم یه جور تاوانه شاید.
حوا ...
۲۲ ارديبهشت ۰۸:۲۱
قضاوت -_-

پاسخ :

~__~
(معنی خاصی هم داره این علامتی که من گذاشتم؟🤔)
ع. ا.
۲۲ ارديبهشت ۰۹:۱۷
آخه تئاتر تئاتر تئاتر #گریه_حضار
سری بعدی قرار بذارید با هم برید تئاتر ببینید. بعد منم ببرید. قول می‌دم هیچی نگم :)) سایلنت مود. 🚶

پاسخ :

حالا اگه بدونی چقدر از تئاتر شرقی غمگین تعریف کرد که دیگه یقه می دری:)))
سایلنت مودت رو هم دیدیم:|
هاتف ..
۲۲ ارديبهشت ۱۵:۳۹
امان از قضاوت ها

پاسخ :

امان...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan