راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

برو نزدیکش و ازش دوری کن!

يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۲۹ ق.ظ

 قشنگ ترین نسخه ای که تا حالا برام تجویز شده اینه که یه بار به شکل فجیعی سر تا پام به مدت یه هفته کهیر زده بود، رفتم دکتر، بعد از دیدن نتیجه ی آزمایش و پرسیدن ۸۰۰ تا سوال راجع به این که چی خوردم و کجا بودم، گفت:" خودت برو ببین به چی حساسیت داری، بعد ازش دوری کن!"


+ میگن اگه کهیر بیشتر از ۳ روز طول کشید یا به لب هم رسید، حتما برید دکتر، چون ممکنه خطرناک باشه. روز چهارم، لبم هم کهیر زد:|

+ هنوزم نمی دونم موضوع چی بود، دیگه هم چنین چیزی تکرار نشد. ولی اون حسی که باد یه طرف صورتم می خوابید و بلافاصله اون یکی طرف صورتم باد می کرد رو بعید می دونم یادم بره.( موج برمی داشت صورتم:| )

+ بعد تو اون شرایط و وسط تابستون، مدرسه مون کلاس المپیاد شیمی گذاشته بود و اون قدر بهم زنگ زدن که آخر پاشدم رفتم. بنده خدا دبیر شیمیه هنگ کرده بود از این همه سماجت من در مسیر علم و دانش!

+ قشنگ ترین نسخه ای که برای شما تجویز شده چیه؟

  • الهه

نظرات  (۱۵)

دوم دبیرستان یه هفته مریض شدم و هر روز میرفتم دکتر،دکتر هم هر چی نسخه بلد بود برام نوشت،آخرش گفت راستشو بگم؟این بیماری خیلی عجیبه، هر داروی دوز بالایی هم که میدم بدتر میشی و دیگه نمیدونم چی باید بدم.این نسخه ی آخر رو بگیر و دعا کن خوب شی و دیگه نیا:|
تجویز  اصلی و جالبش این بود: تو یه اتاق بمون و هیچکس رو راه نده، تنهایی بجنگ تا خوب شی.
پاسخ:
تجویز اصلیش جالیه!
شاید بعضی وقتا فقط باید بخوایم تا خوب شیم! یه بار یکی از دوستام یه مدت خیلی خیلی طولانی سرماخوردگی داشت و خوب نمی شد. تصور من این بود که چون از یه موضوعی خیلی ناراحته(می دونستم هست) خوب نمیشه!
سلام
آویشون وسرکه
خوردن غذا و چای با دارچین
پاسخ:
سلام!
جالبه که دکتر داروی گیاهی تجویز کرده:)
نسخه ای که پدر، مادر محیط مدرسه و کار و جامعه بهم تجویز کرده! 
بی خیالی!
پاسخ:
که اونم نمیشه:|
میشه؟
قشنگ ترین نسخه :
هر سری می رفتیم دکتر مادر ما میشس رو صندلی می گفت آقای دکتر دو تا پنی سیلین هم بنویس و دکتر هم می نوشت .
بعد ما از اون جا رفتیم یه جای دیگه و من مریض شدم و رفتیم دکتر و مادر من طبق عادت به دکتر گفت آقای دکتر دو تا پنی سیلین بنویس و دکترهم چون برادرم و خواهرم رو قبل من دیده بود و مادرم همچین پیشنهادی کرده بود به مادرم گفت
خانم محترم من سی و خورده ای سال درس خوندم که الان بفهمم این مریضمون به آنتی بیوتیک نیاز داره یا نه!
اگر قرار بود به حرف شما گوش بدم که اصلا نیازی نبود مطب بزنم اینجا بشینم خب شما جای من میشستی .
نیازی به پنی سیلین نداره خانم و مادرم اونجا یاد گرفت که هی توی کار دکتر فضولی نکنه!
این شاید نسخه خوبی بود و منو از آمپول زدن رهانید :))
پاسخ:
دکتر اولیه چه حرف گوش کن بوده!
بعد هر سری پنی سیلین ها رو هم می زدید؟:)))
خیلی حساسیت بده. منم یه 6 ماهی هست یهو رندوم شروع میکنم پف کردن.
دکتره هم دقیقا همینو گفت و گفت کاری نمیتونم بکنم آب زیاد بخورم که فقط غلظت اون چیزه که معلوم نیست چیه کم بمونه :)
وقتی شروع بشه بدنم شروع میکنه خاریدن و هر جا دست بزنم یهو قرمز میشه و پف میکنه :)) لب هم مستثنی نیست :)
پاسخ:
چقدر عجیب! این که ادامه داره و تکرار میشه یه کم ترسناکه :|
خسته نباشن واقعاً :|

+ خوبی مادر جان؟!
+ عجب :|
+ شیمی ... است :/
+ بیخیالی :)
پاسخ:
سلامت باشید! عبرت بگیر فرزندم:)))

+ خوبم دخترم، این مال چند سال پیشه:))
+ :دی
+ شیمی که خوب بود، دوست داشتم. معاون مون که نمی فهمید من نمی تونم بیام .... است!
+ میشه بی خیال شد؟
گرفتم :دی

من تا حدِ زیادی تونستم بیخیال باشم :)
پاسخ:
خیلی هم عالی! من نمی تونم:))
قشنگترین نسخه:
همین که بهم گفتن برو بمیر!!!
پاسخ:
اونی که اینو گفته دکتر نبوده که انشاالله؟:)))))
این نسخه رو من برا خودم زیاد می پیچم:دی
چه پزشکِ خوبی واقعاً :/ مرحبا :/ براوو :/ احسنت :/
پاسخ:
حوا، دخترم بیا از طرف جامعه ی پزشکان پاسخگو باش:)))
بله .. سوراخ سوراخ شدم.
یه بار یه مسمومیت شدم دکتر برام ۲۴ تا آمپول پنی  سیلین نوشت . چهار روز اول روزی دو تا میزدم یکی نیمکره راست یکی نیم کره چپ :|
بعد از روز پنجم به بعد روزی یه دونه...
یه سرمم روز اول زدم
خیلی بد بود ..
آخرین آمپولم نزدم دیگه.
یادمه روز هشتم یا نهم بود که رفتم آمپولو بزنم تزریقاتیه نزد . گفت خانم این .... اش آبکش شده دیگه جا نداره من بزنم! کجا بزنم! همش سوراخ سوراخ قرمزه . برو فردا بیا بزن :)))))) اون روز بهشتم بود ...
البته اینم بگم تا یک سال گردو می دیدم حالم بد میشد و ماست!
پاسخ:
وای خدا!:))))
من تو خیابون اینو خوندم و واقعا نتونستم بلند بلند نخندم:)))
امیدوارم سرم نیاد!
خدا رحم کرده دکتر دومی مثل اولی نبوده!
ایهالنااااس
من به کی درد دلمو بگم! آخه ۲۴ آمپول پنی سیلین من زدم!!!
۲۴ تاااا . آب می خورم شلوارم خیس میشد!
پاسخ:
:)))
الان Nelii باهات هم دردی کرد دیگه، خوبه:)))
یا خداااا
۲۴تااااااااااااااااااااا
من دو تا پنی سیلین میزنم تا ۶ ماه حس میکنم جاش درد میکنه:|

پاسخ:
من صورت مسئله رو پاک می کنم، کلا به دکتر میگم آمپول بنویسی هم من نمی زنم!
اره بابا ! میشه
اما بالاخره خب هر چیزی هزینه ی خودشو داره:)
پاسخ:
آره خب...
یادمان نیست .
پاسخ:
کندر بخورید، در تقویت حافظه موثر است!(با لحن حکیمانه بخونید:دی)
عجب
پاسخ:
مش رجب! :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی