ماهی قرمز نیست که! :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

ماهی قرمز نیست که!

پنج نفره رفته بودیم رستوران و نشسته بودیم دور یه میز شش نفره. زهرا - نوه ی عمه م- صندلی خالی رو نشون داد و گفت : " خب کی اونجا بشینه؟" 

گفتم: " پاشو برو یه نفرو پیدا کن که بیاد اونجا بشینه!"

گفت:" آخه من که نمی تونم با ماشین برم کسی رو بیارم!"

گفتم:" لازم نیست با ماشین بری، پاشو از تو خیابون یه نفرو پیدا کن، بیاد اونجا بشینه."

زهرا یه کم منو نگاه کرد و بعد هم کلا بحث عوض شد.

 چند دقیقه بعد، یه آقای جوونی وارد رستوران شد. زهرا ایستاد رو صندلی و در حالی که با انگشت داشت آقاهه رو نشون می داد و با اون یکی دستش هم می زد رو شونه ی من، داد زد :"دختر دایی! دختر دایی! من یه نفرو پیدا کردم!"

درسته که با هزار تا بدبختی ساکتش کردیم، ولی آقاهه نشسته بود پشت میز بغلی و تا وقتی غذامون رو تموم کنیم و بریم همین جوری به شکل علامت سوال داشت منو نگاه می کرد:|


+ این همونیه که یه بار اومده بود خونه مون و داشت "آفتافه" می کشید:))

+ نکته ی اخلاقی این که بچه ی ۴ ساله هم حافظه داره و ماهی قرمز نیست:|

هاتف ..
۱۷ ارديبهشت ۱۹:۳۵
:)

پاسخ :

:))
حوا ...
۱۷ ارديبهشت ۱۹:۳۷
ماهی گلیه اتفاقا :))

پاسخ :

از چه لحاظ؟🤔
ع. ا.
۱۷ ارديبهشت ۲۰:۰۶
اولش درست نخوندم و حتی فکر کردم داری می‌گی چند دقیقه بعد زهرا با یه آقایی وارد شد. رفته آورده یکیو واقعا =))

پاسخ :

اونجوری می شد که دیگه شاهکار بود😂
محسن رحمانی
۱۷ ارديبهشت ۲۳:۰۶
؟_؟

پاسخ :

:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan