برای سایه (۲) :: راسپینا

راسپینا

فصل طلایی

برای سایه (۲)

می بینی سایه؟ تو هم شدی یکی مثل اون ها. مثل همون دو نفری که مردن و من هر وقت دلتنگ شون میشم، میرم چت های تلگرامی شون رو می خونم. برای من شدی دقیقا عین اون ها. هستی، هنوز وجود داری. اما من خودم بودم که تصمیم گرفتم تو یه سایه باشی. می تونم باز هم باهات ارتباط برقرار کنم، اما راستش دیگه نمی خوام. حداقل مطمئنم بخش قدرتمندتر شخصیتم دیگه نمی خواد. بخش ضعیف تر هم گاهی که دلتنگ میشه ، با پیدا کردن چند تا نشونه و خوندن چند تا پیام قدیمی، آروم می گیره. بالاخره که باید کنار بیاد با نبودنت. اما حتما‌ یه روز آفتاب میشه و تو دوباره محو میشی. شاید هم قراره سایه ت تا آخر عمر روی زندگیم سنگینی کنه. شاید هم قراره یه روز دیگه سایه نباشی. خودت باشی. باشی...


+ کاش بعضی خواب ها واقعی بود:)

میم . الف
۱۵ ارديبهشت ۱۱:۳۷
فقط خوابایِ خوب خوب :))

پاسخ :

فقط خوابای خوب!
هاتف ..
۱۵ ارديبهشت ۱۱:۴۹
:)

پاسخ :

:)
مهسا جون
۱۶ ارديبهشت ۰۰:۲۱
:)))

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan