راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راز دو کلمه ای

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ق.ظ

گفت می خواد یه رازی رو بهم بگه.
بدون این که فکر کنم، اولین دو کلمه ای که به ذهنم رسید رو با لحن سوالی گفتم. (مثل : رفتن اصغر؟)
با ناباوری نگاهم کرد.
تازه فهمیدم چی کار کردم. نمی دونست. رازش این نبود.

 این قابل باور نبود. مگه می شد اون ندونه؟

 حالا راز اون نگفته مونده بود و راز من گفته شده بود.
چرا گفتم؟ چرا نگفت؟

از خواب پریدم.

+ پست نظرسنجی هنوز اینجا هست، فقط از صفحه اصلی پاک شده.

  • الهه

نظرات  (۴)

خواب بود؟!
پاسخ:
خواب خوبی نبود.
باز خوبه خواب بود.😨
پاسخ:
آره[پاک کردن عرق از پیشانی به سبک تام و جری]
سلام :)

هرچی بوده خیره ان شاءالله
پاسخ:
سلام!
خیلی ممنون، انشاالله.
راز عجیب :) در خواب ...
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">