راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

ای ابر خوش‌باران بیا...

پیوندها

قاشق چایخوری

يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۳۰ ق.ظ
تصور کنید، من وسط اتاق، خودم رو زیر پتو دفن کرده بودم و داشتم سعی می کردم یه الگوریتم مسخره رو بفهمم، که یهو در اتاقم زده شد و بعد مامان اومد تو و گفت : ۵-۶ تا از قاشق های چای خوری مون گم شده، تو اتاق تو نیست؟!
حالا فکر می کنید محتویات اتاق من در کل چیه؟ فرش، کتابخونه و من! تمام!
اصلا من قاشق چایخوری می خوام چی کار، اونم ۵-۶ تا با هم؟ :)))

+ یه میز تحریر هم داشتم که می نشستم پشتش کبوتر نگاه می کردم، اونم فرستادم جایی، ۸ تیر برمی گرده.
+ دمای تهران نیم درجه هم که میاد پایین، اتاق من میشه قطب شمال و پتو لازمه تو قطب شمال!
+ خانم همسایه به مادرمان فرموده اند که دخترت را یکی چشم زده یا طلسمی چیزی نوشته است، برایش چله بگیر تا یک آدم خوب بیاید بگیردش! خانم همسایه، شرمنده ام که در منزل پدری خود، جای شما را تنگ کرده ام :|
+ باز من بعدازظهر گرفتم خوابیدم، دنیا به هم ریخت:| بعد از بیدار شدن خبردار شدم یه اتوبوسی چپ کرده که یکی از دوستای منم توش بوده. خوشبختانه موقع مطرح شدن خبر تو گروه تلگرام، خواب بودم، وگرنه تو اون فاصله ای که بچه ها از بیمارستان خبر بگیرن و بگن خدا رو شکر سالمه، قطعا سکته رو زده بودم.

  • الهه

نظرات  (۹)

  • ریحانه سادات
  • سلام چقد دقیق ریزبینانه و ظریف می نویسید 
    موفق باشید 
    پاسخ:
    سلام!
    خیلی متشکرم:)
    شما هم موفق باشید!
    ولی من مطمئنم توی اتاقِ خودته :)))
    پاسخ:
    آره، من معتادم به قاشق چای خوری!:)))
    یالله
    سلاملکم : )

    انقدر دوست دارم جفت پا برم تو دهن همسایه های وراج و یاوه گو :/ 

    چه اتاق خلوتی 😶 خوشبحالت
    پاسخ:
    سلام! خوش آمدی:)

    آخ آخ، گفتی! :دی

    در کنار هر اتاق خلوت، یک کمد دیواری شلوغ وجود دارد(قانون بقای شلوغی!)
    چه همسایه یِ دلسوزی واقعاً! :/
    پاسخ:
    خیییلیییی! :))
    احتمالا اگه من اتاقم را مرتب کنم، قاشق‌های شما هم پیدا میشه!
    +اتاق ما هم تو خوابگاه اونقدر سرد میشه که دیشب می‌خواستیم با اتو خودمون را گرم کنیم؛ می‌تونی از ایده‌ی ما استفاده کنی:)
    پاسخ:
    پس مرتب کن، چون مامانم نگرانه:))

    + با اتو آخه؟! :)))
    اگه اینو به داداش من بگه مادرم کاملا طبیعیه. هیچیو سر جاش نمیزاره راحت نصف وسایل خونه رو بغل تختش میشه پیدا کرد :/

    پاسخ:
    من همیشه یه عالمه از لیوان های خونه تو اتاقم بود، تا این که یه شونصد تا لیوان برا خودم خریدم:))
    سلام :)

    هوا خیلی قشنگ شده ، نه الهه بانو ؟
    بده همسایه ها نگرانتون هستن ؟

    خدا رو شکر که سالمه ...
    پاسخ:
    سلام و درود!

    بلی! البته اینجانب فعلا جهت کنکور خودم رو حبس کردم تو خونه :))
    به نظر خودم هم بیشتر نگرانی بود، ولی دلیلی برا این پیشنهاد نمی بینم بازم.

    بله، خدا رو شکر:)
    هی میگم قاشق چایی خوری نخور گوش نمی دی :)
    خبر بد یه لحظه است .. خدا رو شکر عزادار نشدی . اونم توی این تایم
    یه دوستی داریم یک کم راحت حرفاشو می زنه . قطعا جای مادر بود جواب لایقی داده بود بهش :))
    ملت سرشون تو زندگی بقیه است رسما زندگی خودشون ول شده!
    پاسخ:
    دیگه اعتیاده دیگه:)))
    بله، خدا رو شکر:)
    خودم هم اگه همون موقع فهمیده بودم یه چیزی می گفتم، ولی بعدا فهمیدم:))
    انگار تو هر خونه ای که دختر مجرد هست یع همسایه ی دلسوزی..یه فانیل دلسوزی ...یه دوست دلسوزی هست.. تا بوده همین بوده...
    پاسخ:
    کاش دلسوز باشن واقعا و اوای دلسوز ها رو در نیارن :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">