راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

الگو برنداری*

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ
وقتی یه ویژگی خوب تو یه نفر می بینی و تصمیم می گیری تو اون ویژگی شبیهش باشی، یه حدی رو برا خودت مشخص می کنی، بعد بقیه ی عمرت رو یا در تلاشی که به اون حد برسی، یا بهش رسیدی و حالا می تونی تصمیم بگیری حد جدیدی رو انتخاب بکنی یا نه.
ولی وقتی تصمیم می گیری شبیه یه نفر نباشی، هیچ حدی وجود نداره. می تونی همین جوری هی عقب عقب بری و هیچ وقت متوجه نشی که به اندازه ی کافی دور شدی ازش یا نه.

+ تازه بعضی وقتا اون قدر می خوای شبیهش نباشی که از ویژگی های خوبش هم دوری می کنی.
+ تو یه بار گذاشتی رفتی. برای همیشه. اون عادت کرده به نبودنت. الان برای چی برگشتی اصلا؟ که عذابش بدی؟ انتظار داری پذیرفته بشی؟
+ چاره ی نفرت چیه؟ نفرت غیرقابل تحمل رو چه جوری مهار می کنید؟
+ اصلا کی گفته حتما یه نفر باید باشه که حرف آدمو بفهمه؟ شاید واقعا قرار نیست همچین کسی وجود داشته باشه!
+ پاشید بریم موزه ی قصرو ببینیم!

*برعکس الگوبرداری؟
  • الهه

نظرات  (۵)

چقدر قسمت اول این پست خوب بود و قابل تامل :)
پاسخ:
ممنون :)

+ دقیقا
+ نهایتِ پرروییه!
+ می‌سپارمش به زمان
+ مگه تا حالا فکر می‌کردی حتما کسی باید بشه که بفهمه ما رو؟! :|
+ من نمیام :/
پاسخ:
+
+
+
+
+ نیا خب اصلا :/
کسی که میره بعد برمیگرده دیگه غلط اضافی می کنه٬
وقتی رفتی تا تهش برو
خیلی ها هستن میرن بعد می بینن نه از اون آدم بهتر نیست دوباره برمیگردن . این دیگه عشق نیست . شد تجارت.
من همیشه میگم یک بار باید رفت!
وقتی رفتی دیگه حق برگشتن نداری
پاسخ:
ولی من این جور موقع ها میگم من که همه چیو نمی دونم. شاید دلیلی بوده برای برگشتن. شاید موضوع عشق نبوده اصلا.
فقط نباید انتظار پذیرفته شدن داشته باشه. حداقل به این زودی ها نباید داشته باشه.
من قضاوت می کنم . 
به هرحال وقتی آدم انقدر ...... که میذاره میره دیگه نباید برگرده . باید برای همیشه بره .
سه نقطه فحش نیست. میشه هر صفتی رو توش گذاشت . از نامرد گرفته تاااا
با برگشتن فقط عذاب میده
پاسخ:
بله، با برگشتن عذاب میده فقط.
دارم فک میکنم این جمله ی "شاید واقعا قرار نیست کسی وجود داشته باشه که حرف آدمو بفهمه"، اولش یه کم ترسناکه ولی شاید اگه باورش کنم خیلی چیزا راحت تر بشه... [اموجی تفکر]

+ موزه‌ی قصرو پایه‌م، بعد از هفت اردیبهشت :دی 
پاسخ:
بعید می دونم راحت تر بشه. کلا سخته زندگی😁😁😁

+ بریم، بریم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">