راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

تصورش قشنگ تره

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۱۲ ق.ظ

دروغ چرا؟

دلم می خواد یه کسی باشه که دورادور بهش علاقمند باشم و دائم اضطراب اینو داشته باشم که جایگاه من تو زندگی و ذهن اون کجاست و اون هم به من فکر می کنه و بهم علاقه داره یا نه.

بعد همه چیز تو همین مرحله متوقف بشه. تو مرحله ای که میشه احساسات رو به هر میزان که دلمون می خواد قشنگ تصور کنیم. چون باور ندارم تو واقعیت هم ممکنه احساسات به همین قشنگی باشن. چون باور دارم اون آدم هر کسی که باشه، به هیچ عنوان نمی تونه به این اندازه ای که من تصورش می کنم خوب باشه.


+ می گفت به آدم هایی که به نظرت بزرگن خیلی نزدیک نشو. یه ایرادی توشون می بینی و بعد خودت به هم می ریزی. موضوع اینه که خیلی زودتر از نزدیک شدن، دارم ایرادات آدم ها رو می بینم.

+ برگشتم به داستان خوانی. هم زمان «سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های سفر معنوی اش» و «دوباره بیدار شدن در زمان مناسب» رو دارم پیش می برم.

  • الهه

نظرات  (۱۱)

بله

وصال مدفن عشق است!! افلاطون
پاسخ:
:)
اگه واقعا کسی رو دوست داشته باشی، بدی هاشو نمی بینی یعنی کور میشی، اگر هم ببینی نادیده میگیری و خیلی وقت ها هم پی پوشونی!

این دوست داشتن منه:)
پاسخ:
بالاخره که آدم یه روزی اون ایراد ها رو می بینه.دیر یا زود.
این فانتزی شما خاطره ماس :)
خیلی ازش میگذره اما هنوز تو ذهنم دارمش...
خاصه ولی توهمه‌!
پاسخ:
:)
خاصه ولی توهمه:))
ولی من دلم نمی‌خواد... آخرش جای خوبی نیست! هست؟!
پاسخ:
نمی دونم. تا آخرش نرفتم هنوز:))
کاملا درسته 
برای همین دوران نامزدی معمولا برای همه خیلی شیرینه
تو زندگی علاوه بر اینکه عیب‌های هم رو میفهمید و تو سختی ها شریکید که خودش از اون شیرینی کم میکنه، کم کم بهم عادت میکنید و اینم یه آفته!!
کلا ای کاش همه چیز تو همون دوران یک ماه اول فریز میشد!!!
پاسخ:
نگو دخترجان! این قدر دل ما را نلرزان!
ما که از دوران نامزدی هم خیری ندیدیم البته.
من مدتیه کتاب خواندنم کم شده . باید شروع کنم به خوندن
من آدم ها رو بزرگ نمی بینم . اندازه می بینم که اگر ایرادی هم داشتن برام سخت نباشه هضمش.
بزرگ دیدن آدما هم برا خودشون خطرناکه و هم برای ما
پاسخ:
:)

درسته، اگه از اول بزرگ نبینیم شون اصلا این مشکل پیش نمیاد.
آدما بزرگ نیستن . ما بزرگ می بینمشون و براشون مشتبه میشه .
برای خودشونم خوب نیست
پس بهتره همه رو هم اندازه ببینیم تا مشکلی پیش نیاد
پاسخ:
درسته ولی سخته :)
که بزرگ نبینیمشون؟
اتفاقا به نظر من بزرگ دیدنشون سخته!
باید فسفر سوخته شه و انرژی مصرف شه
ولی اگر بدونیم اینم یکی مثل ماست در انرژی و فسفر هم صرفه جویی کردیم!
پاسخ:
از چه نظر یکی مثل ماست؟ من با احترام ها و مقام های اجتماعی آدم ها رو بزرگ می بینم. مثلا یه استاد دانشگاه تو تصورات من خیلی بزرگتره از من.
ولی خب، با توجه به تعداد زیادی بت که تو زندگیم از آدم ها برای خودم ساختم و بعدا شکسته ، الان دیگه تقریبا می تونم بگم دیگه دیدم مثل قبل نیست. همون اول ایراد ها رو هم می بینم.
همین بت هاست که جامعه مان رو داغون کرده!
توی اینجا ما اساتید را به اسم کوچیک صدا می کنیم .
شان انسانی او نیز با ما یکی است
همون استاد در اصل هم سطح ماست و یکی از ماست +درسی که خوانده
درسی که خوانده براش احترام نمی تونه داشته باشه
هیچ چیز بزرگی وجود نداره.
بهتره بت سازی نکنیم تا خودمون اذیت نشیم
پاسخ:
موافقم :)
قدرت تخیل فوق العاده ست ولی میتونه قوی ترین مخرب زندگی آدم باشه. چون مشکل اینه که شروع می کنیم بقیه رو طبق تصورات و فانتزی های خودمون شکل دادن در حالی که از اساس می دونیم هیچ کس بی عیب و نقص نیست. می دونیم ها... ولی بازم کار خودمون رو می کنیم. و این رسما گند میزنه به همه چی :)
پاسخ:
دقیقا می دونیم ها، ولی بازم کار خودمون رو می کنیم! هعی!
نههه
 قصد بدی نداشتم...
زندگی متاهلی هم شیرینی های خودش رو داره ولی به پای نامزدی نمیرسه خب :)))))
پاسخ:
بلی خب!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">