راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

دومینوی معکوس

يكشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ق.ظ

یه چیزی برعکس مهره های دومینو. یعنی دقیقا به جای این که با ضربه زدن به مهره ی آخر بقیه ی مهره ها بریزن؛ یهو یه تعداد زیادی مهره از سر جاشون بلند بشن و کنار هم قرار بگیرن و یه چیز غیرمنتظره بسازن.

نمیگم پازل؛ چون موقع ساختن پازل میشه یه حدسایی زد. لازم نیست حتما همه ی قطعه ها باشن تا متوجه بشی تصویر چیه. شاید هم پازلی که با چشم بسته درستش کنی و بعد از گذاشتن آخرین قطعه چشم بندت رو برداری. آره... این بهتره. چون بعضی وقتا عمدا چشم بند می زنیم و بعد یهو به جایی می رسیم که دیگه نمی تونیم واقعیت رو انکار کنیم.

چقدر همه جا پره از این دومینو های معکوس!


+ دارم زیر بار مسئولیت له میشم:)) تازه ناراحت بودم که چرا سرگروه نشدم:| 

+ یعنی قشنگ کمدی ها! یا اون قدر غیر اجتماعیم که وارد هیچ گروهی نمیشم؛ یا وارد هر گروهی شدم وظایف ارتباطی رو بر عهده میگیرم.

+ فکر کنم بدنم تصمیم گرفته هر ساعت خواب ممکنی رو امتحان کنه. الان دو روزه داریم ۶ تا ۸ عصر به علاوه ی ۲ تا ۶ صبح رو امتحان می کنیم :|

+ نمی فهمم تون. چطور وبلاگ رو می بندید و میرید؟ کاش حداقل جای دیگه ای نوشته هاتون رو داشته باشید. خیلی خیلی خیلی بهتون کمک می کنه. مخصوصا تو شرایط سخت. مثلا همین من که هی می گفتم به تناقض خوردم و به هم ریختم و ... تازه بعد از خوندن نوشته های خودم فهمیدم هیچ هم غیرعادی نیست. هر موقعی که فرصت شده بیشتر به خودم فکر کنم همین قدر همه چیز رو زیر سوال بردم.

  • الهه

نظرات  (۹)

سلام :)
دومینوی معکوس !

چه جالب ...

وبلاگتون پایدار
پاسخ:
سلام:)
متشکرم!
:)))
پاسخ:
:)
دقیقاً
چه خوب گفتی :)

+ قوی باش :))

وای خدا پس‌زمینه رو نگاه *_*
پاسخ:
با سپاس!

+ سعی می کنم : دی

دیگه سلیقه ت دستم اومده:))
  • مهدی رنجبر
  • پس زمینه تون زیباس
    آخریه رو واقعا قبول دارم . یهو وبلاگ با ۱۰۰ ۲۰۰ پست رو نابود میکن میرن.. چرا اخه
    پاسخ:
    خیلی ممنون:)
    هم این و هم این که مگه آدم می تونه یهو دیگه ننویسه؟ برا من که قابل تصور نیست!
    پس زمینه تون خیلی قشنگ هست رویایی
    منم میبینم یهو میبندن خیلی ناراحت میشم حالا بعضی ها میگن دیگه کار ما در این وبلاگ تموم شد ولی اون هایی که یهو میرن میبینی بعد از ده سال نوشتن بدون هیچ توضیحی دیگه نمینویسن

    پاسخ:
    خیلی ممنون:)
    آره، ناراحت کننده س واقعا.
  • کاکتوس هستم
  • اره واقعا وبلاگ نویسی خوبه آدم رو آروم میکنه :)
    پاسخ:
    :)
    واااقعا چجوری می‌بندن وبو؟ 
    البته من خودم الان تو پیش‌نویسای وبلاگم خیلی می‌نویسم و گاهی یه پست هم می‌ذارم ولی قبلا که یه مدت تو وبم نمی‌نوشتم تو دفتر می‌نوشتم با تاریخ و اینا. الان دلم تنگ شده واسه اون مدلی نوشتن!
    پاسخ:
    خب ببند برو اونجوری بنویس!
    خب دلم برا وبمم تنگ می‌شه. اصلا یه سری چیزا باید تو وبلاگ باشه و تو دفتر خوب نیست
    پاسخ:
    خب چای دارچین نخور!
    دقیقا داشتم به همین فکر می‌کردم =))
    پاسخ:
    پس بخور!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">