راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

-

پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ق.ظ

عکسش رو دیدم و با خودم گفتم چه آشنا ... و قبل از این که فرصت کنم فکر کنم کجا دیدمش، چشمم به اسم و فامیل هشتک شده ش افتاد و با ناباوری صدای دختری که فامیلش رو صدا می زد تو گوشم پیچید. حتی یادم نمیاد دقیقا کی بود و چطور شده بود ولی مسئول غرفه ی یاریگران دانشگاه شده بودم و هر روز چند ساعتی سر میز بودم و از ورودی های جدید، عضو جذب می کردم.

اون هم بود. صرفا چند باری سلام و علیک کرده بودیم و شاید چند باری هم به حرف هاش خندیده بودم.

فرق می کنه. این که صرفا بدونی دانشجویی بازداشت شده و تو اعتصابه، با این که اون دانشجو رو قبلا از نزدیک دیده باشی. شاید عجیب باشه، ولی واقعا فرق می کنه. حتی اگه این دیدن در حد همین سلام علیک و چند تا لبخند باشه.


+ ...

  • الهه

نظرات  (۲)

  • گرافیست ارشد
  • پس زمینه وبلاگتون خیلی جالبه :) ❤️
    http://GraphicMaster.blog.ir
    راستی این هم وبلاگ ماست ، با موضوع گرافیک ، اگر دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنبال کنید ، با سپاس .
    پاسخ:
    متشکرم :)
  • گرافیست ارشد
  • سپاس ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">