راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

یک مشت پی نوشت!

پنجشنبه, ۷ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۱۳ ب.ظ
این چیزایی که می خوام بنویسم هیچ کدوم بر دیگری اولویت ندارن، برا همین این جمله رو دارم می نویسم که اون یکی ها همه شون بشن پی نوشت :دی
+ دیشب تو خیابون پشت دانشگاه یه پسره اومد یه نایلون رو تو صورتم ترکوند و بعد از این که من ترسیدم، تا ته کوچه در حالی که قهقهه می زد یورتمه رفت :| نوآوریش ستودنی بود!  بعد برید راجع به خشونت علیه مردان مطلب بنویسید!:)))

+ این دوستم قبلا موقع حرف زدن با من یه سری حد و حدود رو رعایت می کرد و یه سری اصطلاحاتی که بین خودشون عادیه رو به کار نمی برد. الان نمی دونم چرا دیگه نمی کنه! حالا یا چون می دونه توییت هاش رو می خونم و با ادبیاتش کاملا آشنا هستم دیگه رعایت نمی کنه، یا به خاطر این که friends رو ازش گرفتم و دیدم.[شکلک متفکر]

+ دیشب داییم مثل بچه ها هی میومد انگشت می زد به لپ تاپ من ، فرار می کرد :))) [طبیعتا جهت مسخره بازی] قبلش پسرش اومده بود نشسته بود کنارم و زیرچشمی نگاه می کرد و روش نمی شد بپرسه بازی دارم یا نه!(که اگه می پرسید هم نداشتم!)

+ در مورد پست های قبلی، می دونم کی باعث شده ناراحت بشم، و می دونم دقیقا چی کار کرده که باعث شده ناراحت بشم. تنها چیزی که نمی دونم اینه که دقیقا چرا از این کارش ناراحت شدم:))) و خب در نهایت این که بیشتر از دست خودم ناراحت بودم. و آخرش این که بی خیال بابا! دنیا مگه چند روزه؟

+ یکی بیاد این آقاهه رو از من دور کنه، آلرژی پیدا کردم بهش دیگه! چرا خفه نمیشه؟ چرا نمیره؟ همینا برا آدم اعصاب نمیذارن دیگه!

+ هندزفری گذاشتم تو گوشم صدای اونو نشنوم، یکی دیگه بغل دستم شروع کرد فحش دادن :| چیزی پخش نمیشه ، دارم می شنومت :|

+ خب مثل این که فهمید و رفت :)))

+ اصلا اینا تو دانشکده چی کار می کنن؟ مگه 5 شنبه نیست؟ همین الان یه 60 - 70 نفر آدم ناآشنا و سن بالا به صورت گروهی ریختن تو همکف دانشکده.

+ میشه اگه عاشق شدید، یا برید بهش برسید، یا نیاید به من بگید؟ یا اگه بهش نرسیدید و عاشق یکی دیگه شدید یا به یکی دیگه رسیدید(!)، بهم بگید که از قبلی فارغ شدید؟ خودتون یادتون میره، ولی من یادم نمیره :)))

+ چقدر دارم حرف می زنم!
  • الهه

نظرات  (۲)

  • وندا الف
  • به خاطر wss فکر کنم شلوغه
    پاسخ:
    اون تو تالار هاس. یه چیز دیگه ای هست ظاهرا تو دانشکده.
    +یورتمه😂😂
    +در این جور مواقع من معمولا می گم: "عفت کلام داشته باش"! 
    البته برای بعضی ها فایده نداره و عادی می شه؛ حرف خودشون رو می زنن بعد به من می گن: "سپیده! می دونم عفت کلام را رعایت نکردم."😕
    +اصن حال میده صفحه لپ تاپ لمسی باشه، هی انگشت بزنی و نذاری طرف کارش را انجام بده.😋 
    ++تقصیر من نیست نظر طولانی شد؛ خب پست طولانی بود.🙃

    پاسخ:
    نه بابا، لمسی کجا بود؟ به بدنه لپ تاپ دست می زد، دقیقا مثل بچه ها:)))
    اصلا نظر هر چی طولانی تر بهتر!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">