راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

سلام!
اینجا شما نوشته های یک عدد الهه ی بیست و سه ساله رو می خونید که قادره از هر موضوع کوچیکی یه چالش غیرقابل حل برا خودش بسازه و مدت های طولانی خودش رو درگیر کنه!
متشکرم از همراهی تون :)

بایگانی

آقاشون

پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۳ ب.ظ

به شوهرش می گه «آقامون» :)))

گفتم کی ناهار می خوری؟ گفت «منتظرم آقامون زنگ بزنه، بریم با هم ناهار بخوریم.»

موقع برگشتن هم گفتم از کدوم طرف میری؟ گفت «میرم اون سر دانشگاه که با آقامون برگردیم خوابگاه.»


+ خوشایند بود. 

+ من فقط در صورتی بهش میگم آقامون که حداقل 15 سال ازم بزرگتر باشه:)))

  • الهه

نظرات  (۶)

از این عبارت متنفرم:)
پاسخ:
:)))
اصلا همین که جمع بسته میشه مبهمه! چرا «مون»؟
دقیقا!!
مگه چند نفرن؟؟ به خودشون احترام میذارن که جمع میبندن؟؟:))
فوق فوقش باید باشه آقام!!! در صورتی که چندتا هوو باشن میشه آقامون :)))
همیشه اعصابم خورد میشه وقتی دوستام این عبارتو به کار میبرن:(
پاسخ:
حالا خودتو خیلی ناراحت نکن زهرا :)))
وای من اینقدر دوست دارم اینا رو

مون جمع اتفاقا به نظرم با اون اقا خیلی ترکیب خوبیه. یه احترام پایاپای هم به اقاش هم به خودش میذاره😊
پاسخ:
الان دارم به تضاد بین کامنت های این پست می خندم:)))

بعید می دونم من یه روزی از این ترکیب استفاده کنم، ولی آره، با مزه ن اونایی که میگن:)
  • محسن رحمانی
  • :)
    پاسخ:
    :)
    من خوشم نمیاد از این کلمه :)
    پاسخ:
    :)
    منم خوشم نمیاد!:))
    عاشق اون کامنت زهرا شدم! هوو😂😂😂

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">