راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

بایگانی
آخرین مطالب

فردای جشن نابودی داعش ملعون

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۰ ب.ظ

دیروز آقای ح. رو میز وسط دفتر، یه صبحانه ی به نسبت مفصل چیده بود و بالای سفره هم یه کاغذ گذاشته بود و روش نوشته بود:«صبحانه به مناسبت جشن نابودی داعش ملعون»

امروز باقی مونده ی وسایل دیروز رو دوباره چیده بود رو میز و با ماژیک قرمز هم یه ابرویی قبل از کلمه ی جشن باز کرده بود و روش نوشته بود :«فردای» جمله ش شده بود :«صبحانه به مناسبت فردای جشن نابودی داعش ملعون»

و می گفت همین طوری قراره ادامه پیدا کنه.(احتمالا تا وقتی وسایل تموم بشن!)

البته طبق معمول، من - با این که میزم دقیقا چسبیده به میزی که روش صبحانه می خورن -  بهشون نپیوستم. ولی فرق صبحانه ی امروز با دفعه های قبل این بود که من رو هم وارد بحث های سر صبحانه شون کرده بودن و دیگه لازم نبود جلوی خنده م رو بگیرم. شاید هم چون نمی تونستم جلوی خنده م رو بگیرم، اونا هم شروع کردن با من حرف زدن که این قدر به خودم فشار نیارم و راحت بخندم! (چقدر ضایع واقعا!)


+ حداقل خیالم راحت شد که آقای ح. اون قدر ها هم از دستم عصبانی نیست و نمی خواد خفه م کنه...دیروز خیلی گند زدم!

+ آدم های جالبی هستن...ولی خب، اینا رو هم مثل خیلی های دیگه حداکثر تا سه ماه دیگه می تونم ببینم!

+ قشنگ احساس می کنم قراره از سه ماه دیگه تو خلا زندگی کنم:))) تموم شدن دوره کارشناسی اتفاق عجیبیه به نظرم.

***

In order to run a program and see it doing wonderful things, you should first write the program.

+ خیلی ممنون و متشکرم! ولی من 6 ساعت سرچ نکردم که آخر سر اینو به من بگی :|

+ واقعا من این توانایی رو دارم که تو یه ماه 24 تا پست بنویسم؟! تازه پیش نویس هایی که منتشر نکردم رو به حساب نیاوردم(با اونا شد سی و یکی :| ). خب البته کلا ماه گذشته ماه پرماجرایی بود. 

+ ولی تاثیر این زیاد نوشتن ها رو می تونم تو انتخاب عنوان احساس کنم. خیلی راحت تر از قبل عنوان انتخاب می کنم و از عنوان ها هم راضیم!

  • الهه

نظرات  (۴)

  • جنابــــــــ دچار
  • همین خنده هایی که جلوشون رو میگیرید هی دارن به پست تبدیل میشن :) پس احتمالا از امروز به بعد کمتر بشه پست هاتون
    پاسخ:
    کلا خنده ها و گریه ها و احساسات و ..  حبس شده،  قابلیت تبدیل شدن به پست رو دارن:) و حق با شماست، احتمالا دوباره کم بشن به زودی!
    چ قدر زیباست که بعضیا این جشن و شادی را به اطرافیانشون یادآوری می کنن و اون ها را سهیم؛ حتی با کار های کوچیک.
    +من فکر می کردم شروع کارشناسی اتفاق عجیبیه!!!
    پاسخ:
    + بستگی به آدمش هم داره، برا من تموم شدنش عجیب تره. مخصوصا این که به تازگی زندگیم زیر و رو شده:)
    یک دو سه امتحان می کنیم... سارا صحبت میکنه... از خلا با شما تماس می گیرم :دی

    + من همیشه عنوان هات رو دوست داشتم!
    پاسخ:
    چه جوریه اونجا؟ توضیح بده یه کم!ظاهرا آنتن نداره فقط:)))

    +ممنون!
    توی یک ماه 24 تا پست نوشتن که خیلی خوبه
    قلمت گرم باد !
    پاسخ:
    متشکرم!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">