راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

فردا

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۸ ب.ظ

می دونی؟ درستش این بود که الان در حال پهن کردن سفره ی شام تو خونه ی مادربزرگم باشیم. بعد مامان بهم بگه بعد از شام سریع برو بخواب که فردا صبح کلی کار داریم. ولی من از شدت ذوق و شوق و اضطراب تا ساعت 3 بیدار باشم و به فردا فکر کنم و یک عالمه در موردش حرف بزنم.

اما عوضش تنها نشستم تو خونه و دارم سعی می کنم یه جوری خودم رو سرگرم کنم و با وجود همه ی تلاشم کنترل اشک هام رو ندارم. مامان اینا ظهر رفتن شهرستان چون مادربزرگم حال خوشی نداره و من هم عوض برنامه ریزی برای فردا تو فکر امضا گرفتن از این استاد و قانع کردن اون یکی استاد و تمدید کردن پروژه و هزار تا چیز دیگه م.


  • ۹۶/۰۵/۳۱
  • الهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">