راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

بایگانی
آخرین مطالب

میشه شاد بود.

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۹ ب.ظ
مینی بوس پر از مسافر بود. راهنمای تور، یکی یکی جلوی هر مسافر می ایستاد و می گفت :«یه کاغذ از تو کیسه ای که دست منه بردار و کاری که روش نوشته شده انجام بده. اگه انجام ندی باید 1 منات* بدی.»
نوبت یه خانم پیر شد. رو کاغذ نوشته بود:«یه نفر رو تو مینی بوس نشون بده که ازش خوشت نمیاد»
مینی بوس پر از غریبه بود. مثلا یکیش خود من. خانمه می تونست بهم یه چشمک بزنه و منو نشون بده ولی گفت نمیگم!از کسی بدم نمیاد.
راهنمای تور شوخیش گرفت، گفت :«یا میگی، یا جریمه رو میدی یا...یه کار دیگه به جاش بکن! آواز بخون!یا مثلا ...برقص! خودت انتخاب کن!»
خانمه یه کم فکر کرد و آخر سر تصمیم گرفت برقصه! چند نفر دیگه هم اومدن وسط و به همراه پیرزن و راهنمای تور یه کم آذری رقصیدن.
پیرزن یاد من می مونه. نه به عنوان کسی که الکی به نفر رو نشون داد و ادعا رد که ازش بدش میاد، به عنوان یه پیرزن مهربون که نخواست کسی رو ناراحت کنه و عوضش باعث شد کلی بخندیم. به همین راحتی!


+ چون می دونستیم رقص و آواز هم جزو کارایی هست که رو کاغذ ها نوشته شده، همون اول بابا جای همه مون جریمه داد و ما کاغذ برنداشتیم.

+ چرا به جای «ما حصل» میگید «ماه عسل» خب؟! یعنی چی «ماه عسل» این اتفاق این بود که من فلان درس رو بگیرم؟
* واحد پول کشور آذربایجان
  • ۹۶/۰۴/۲۵
  • الهه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">