راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

بایگانی
آخرین مطالب

En mann som heter Ove

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۹ ب.ظ
دیدن عکسی که نفیسه تو استوری اینستاگرامش گذاشته بود و خبر می داد که قراره تو یه جمعه کتاب «مردی به نام اوه» رو بخونه و تعریف هایی که رو جلد خود کتاب نوشته، باعث شد فکر کنم که می تونم این کتاب رو مثل کتاب «رویای نیمه شب»  نصف شب تو اتوبوس شروع کنم و تا فردا صبح هم تمومش کنم. برا همین یه کتاب دیگه هم تو وسایل سفرم گذاشتم که بعد از روز اول اونو بخونم!
حالا به غیر از این که متن کتاب اون قدر ها که انتظار داشتم جذبم نکرد و فکرم هم خیلی درگیر تر از این بود که بخوام یه شب تا صبح کتاب بخونم، خاموش بودن چراغ های اتوبوس در تمام طول مسیر هم همچین رو نخوندن کتاب بی تاثیر نبود!
تو کل اون سفر هم شاید کمتر از 15 صفحه از کتاب رو خوندم. چیزی که برام جالب بود، ترجمه شدن خود به خود کتاب تو ذهنم بود. کتابی که دستم بود ترجمه فارسی بود، اما حتی اگه نمی دونستم در اصل نویسنده ش سوئدی هست، با خوندن نوع جمله ها و بعضی اصطلاحات مطمئنم بالاخره می تونستم اینو حدس بزنم.
بقیه کتاب رو وقتی برگشتم تهران، تو همین یکی دو هفته خوندم و الان 90 و چند صفحه ایش مونده. 
نوشته های نروژی و سوئدی تا حدی میشه گفت حوصله سر بر و کند هستن. شاید هم فقط من این جوری فکر می کنم. به هر حال که از جذاب نبودن کتاب خورد تو ذوقم.
اما این دلیل نمی شد «اوه» رو به آدم های مختلفی که تو زندگیم هستن تشبیه نکنم. شاید اگه چند سال پیش این کتاب رو می خوندم، حتی اونو به خودم تشبیه می کردم. اما الان می تونم بگم رگه هایی از «سونیا» رو هم تو خودم می بینم.
«اوه» آدم جالبیه. جدا از همه ی ویژگی هایی که تو کتاب توصیف شده، ارزشمند ترین ویژگیش اینه که یه نفر رو انتخاب کرده و با وجود همه ی تفاوت ها هیچ وقت بهش بی احترامی نکرده و تا وقتی اون یه نفر وجود داشته واقعا عاشقش بوده.
«اوه» رو به تعداد زیادی از مرد هایی که می شناسم تشبیه کردم. جالب بود. معمولا عادت دارم خودم رو جای شخصیت اصلی داستان ها بذارم. یا کلا داستان رو به کسی ربط ندم.
وسوسه شدم نسخه ی اصلی کتاب رو هم بخونم. pdf سوئدی رو هم دانلود کردم اما بعد از خوندن نصف یه صفحه گذاشتمش کنار. شاید هم بعد دوباره برم سراغش. ولی واقعا فکر نمی کردم از جهت املایی این قدر با نروژی متفاوت باشه. موقع حرف زدن که خیلی فرقی با هم ندارن.
خیلی سعی کردم pdf نروژی کتاب رو هم پیدا کنم اما همه ش پولی بود.جالبه که اسمش به نروژی با اسمش به سوئدی متفاوت بود حتی.وقتی داشتم دنبال pdf می گشتم، متوجه شدم که فیلم این داستان هم ساخته شده. الان هم دارم فیلمش رو به زبان اصلی دانلود می کنم. الان دارم خودم رو به چالش «چقدر نروژی یادمه» دعوت می کنم!

+ امروز به شکل غیرمنتظره ای یه کاری رو شروع کردم که قرار بود دو سال پیش شروع کنم. خودم هم متعجبم هنوز. کاش تمومش کنم.
  • ۹۶/۰۴/۲۰
  • الهه

نظرات  (۳)

خیلی جالبه که تمام شخصیت های یک رمان رو معادل سازی میکنی. برای اون ها بین اطرافیان دنبال همزاد میگردی و بعضی ها هم انگار خودت هستند!  من هم زیاد کتاب می خونم اما هر داستان برام مثل ی سفر کوتاه میمونه که با شخصیت های جدید اشنا میشم و اون ها را به عنوان ادم های جدیدی می پذیرم و در اخر هم باهاشون خداحافظی میکنم..
پاسخ:
در واقع روش شما خیلی روش بهتریه. فکرش رو بکنید که من با خوندن هر کتاب چقدر تو داستانش غرق میشم و بعد از تموم شدنش، چقدر سخت از داستان خارج میشم. حالا اگه داستان غمگین باشه که دیگه افسرده میشم یه مدت!
گاهی شروع کردن یک کتاب جدید برام واقعا سخته و همین باعث میشه بین کتاب خوندن هام وقفه های طولانی بیفته.
شاید اگه سعی کنم، من هم بتونم به هر کتاب مثل یه سفر نگاه کنم.
معتقدم تلاش تون را برای ارایه یک رمان و حتی داستان کوتاه های زیر صد صفحه ای به کار ببندید، شک ندارم که نویسنده موفق ی خواهید شد. قلم صمیمی، روان و شیرین، جذاب بیان کردن حتی موضوعات بعضا ساده و پیش پا افتاده روزمره و ... نوشته های کوتاه شما را لذت بخش کرده. 
پاسخ:
خیلی ممنون. لطف دارید.
داستان نوشتن تخیل خیلی قوی تری می خواد. البته خیلی تلاش می کنم برای قوی کردن تخیلاتم اما فکر نمی کنم روزی برسه که بتونم به جز روزمرگی هام چیزی بنویسم.فکر می کنم سبک نوشتن من به درد همین وبلاگ می خوره.مگر این که زمانی آدم مهمی بشم و بخوام همین روزمرگی ها رو به صورت داستان یا زندگی نامه بنویسم.
تو باغ کتاب از بین اوووووون همه کتاب یه هو چشمم خورد به "مردی به نام اوه" و شد اولین کتابی ک از اونجا گرفتم. خوندنش هم دو روز طول کشید. و الان فقط میتونم بگم ممنون ک کتاب ب این خوبی رو معرفی کردی و باعث شدی بخونمش. خیلی وقت بود ک این سبک کتاب نخونده بودم‌. ساده و در عین حال خیلی آرامش بخش بود.سپاس💐💐
پاسخ:
خواهش می کنم:)))
واقعا کتاب خوبیه. من بعد از خوندن،  غیلمش رو هم دیدم. اونم جالبه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">