راسپینا

فصل طلایی

راسپینا

فصل طلایی

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

پیام اخلاقی

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۵۵ ب.ظ

امروز موقع برگشتن از دانشگاه، تو مترو یه کلیپ داشت پخش می شد. تو همین تلوزیون های بی صدایی که تو واگن های مترو هست. 

توی کلیپ یه ردیف از صندلی های مترو رو نشون میداد که یه آقایی روشون نشسته بود. یه طرف آقاهه یه پیرمرد بود و طرف دیگه ش یه دختر بچه. کنار دختربچه هم مادرش نشسته بود.

مردی که وسط نشسته بود یه کم این طرف و اون طرف رو نگاه کرد، بعد جعبه ای که تو دستش بود رو باز کرد و شروع کرد پیتزا خوردن. پیرمرد که ظاهر فقیری هم داشت اول یه کم بو کشید، بعد نگاهیی به جعبه ی پیتزا کرد، بعد از گرسنگی دستی به شکمش کشید و ناراحت شد و رفت رو یه صندلی دیگه و با فاصله از مرد نشست.

دختر بچه هم به محض دیدن جعبه ی پیتزا یه کم به مرد نزدیک شد، توی جعبه رو نگاه کرد و بعد رفت سمت مادرش و آستینش رو کشید و جعبه رو نشونش داد که یعنی منم پیتزا می خوام.

فکر کردم کلیپ مناسبیه و به خوبی تونسته نشون بده که نباید تو مترو خوراکی هایی که جلب توجه می کنن و بو دارن خورد.

اما صحنه ی آخر این بود که مرد جعبه ی پیتزا رو رو یکی از صندلی ها گذاشت و از مترو پیاده شد. بعد صفحه یه لحظه سیاه شد و پیام اخلاقی کلیپ رو صفحه نمایش داده شد:

«با رعایت نظافت از مترو محافظت کنیم»

:||||


+چقدر تازگی ها همه ش دلم می خواد بنویسم!

+ این آدم هایی که تو خیابون و این ور و اون ور میان از من می پرسن ازدواج کردی؟ صرفا کنجکاون یا قصد دیگه ای دارن ؟ چرا تازگی ها این قدر زیاد شدن؟!

  • ۹۵/۱۰/۰۸
  • الهه

نظرات  (۱)

خخخخخخخ  پیام اخلاقیشون منو کشته 
خوب مینویسی:)

پاسخ:
متشکرم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">